قوله :
اى كه دارى سر اين علم و عمل * تا شود مشكل اين علمت حل ( 79 )
گوش جان باز كن و ديده دل * تا كنم بهر تو حلّ اين مشكل ( 80 )
گر تو را ميل به تقرير من است * برگشا گوش كه وقت سخن است ( 81 )
گوهر گوش خرد حاصل كن * سخنم گوهر گوش دل كن ( 82 )
اگر از علم ولى اللهى * به تمنّى سبقى مىخواهى ( 83 )
بهر طلّاب از آن لجّه ژرف * كاملان راست در اين چند شگرف ( 84 )
من از آن طايفه دارم سبقى * خواندهام در برايشان ورقى ( 85 )
در رموزات كه فكرم جلى است * از عطاهاى نبى و ولىّ است ( 86 )
علم و عمل هر دو بيّنهشان هفتاد است ، و زبر هر يك نيز هفتاد است كه يس است . و در بعد نيز مىفرمايد : « مخرج بينهاش هفتاد است . . . » .
در دو چوب و يك سنگ آمده است كه :
بعضى از بزرگان فرمودهاند : علم اسم اعظم الهى است . و شنيدم يكى از اكابر اهل معنى در اطراف اسم اعظم خيال كرد ، و بعد گفت : عقيده دارم يقين اسم اعظم است ولى به شرط يقين . و يقين دو قسم است : طريقى و موضوعى ؛ و نيز فعلى است و انفعالى فليتدبر ( ط 1 ، ص 54 ) .
اى عزيز اسم اعظم « يقين » يكى از اسماء الله است . در مصباح كفعمى آمده است :
اللهم اني أسألك باسمك يا يقين يا يد الواثقين يا يقظان لايسهو يا ينبوع العظمة و الجلال أن تصلى على محمد و آله و افعل بى و بجميع المؤمنين ما انت أهله يا ارحم الراحمين » ( ط ، رحلى چاپ سنگى ، ص 362 ) .
دانستى كه بينه و زبر علم و عمل هفتاد است ، شيخ اكبر صاحب فتوحات در حرف عين كتاب جفر الدر المكنون گويد :
و قواه الظاهرة - 70 - ، يشير الى الاسم الشريف يس . و ليلحظ سراسمه فى كهيعص ، و فى حمعسق ، و في افتتاح اسم عيسى ، و في اسم عزرائيل مع اسم عزيز ( العزير - خ ل ) » انتهى ملخّصا .