گفت ويران گشت اين خانه دريغ * گفت اندر مه نگر منگر بميغ
( مثنوى عارف رومى )
آقاى عزيز آن نيكبختى كه در آفرينش خود و هستى و نظام آن بينديشد دريابد كه كارخانه حيرتآور هستى و اداره آن از اراده ايست كه صدق صرف و عدل محض است :
وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ
( انعام 116 ) راستى در برابر يك چنين اراده و اداره چه جاى چون و چراست .
آن جناب آگاه است كه گاه گاهى اين مفتاق الى الله بعنوان طبع آزمايى الفاظى را با يكديگر تلفيق مىكند ، و در صورت نظم تنسيق . در ذو الحجه سال جارى ( 1396 ه ق ) در غزلى گفته است :
دار وجود نظم تمام است بىگزاف * با نظم تام ، خواجه ! چه جاى شكايت است
اكنون كه از نظام أحسندار وجود سخن به ميان آمد مناسب است كه از بيچون نامه و اسرار خلقت ، دو اثر گرانمايهء سرهنگ هنگ آزادگان مرحوم احمد اخگر ، يادى شود . كتابى به قطع خشتى در 822 صفحه محتوى سيصد و اندى مقالت از فضلا و ارباب قلم عصر نظما و نثرا است . و شايان است كه در عداد يكى از كتب تذكره درآيد . قريب سيصد مقالت آن در تقريظ و تعريف بيچون نامه و اسرار خلقت نامبرده است . آقاى حسين مطيعى صاحب امتياز و مدير روزنامهء كانون شعرا آنها را گرد آورده است و در يك مجلد در سنه 1316 ه ش به طبع رسانيده است و در ظهر آن كتاب چنين مسطور داشته است :
كتاب اسرار خلقت نگارش سركار سرهنگ احمد اخگر از نشريات روزنامهء كانون شعرا ، گردآورنده حسين مطيعى .
الحق آقاى مطيعى خدمتى بسزا به علم و اهل علم كرده است و اثرى پاينده و ارزنده از خود به يادگار گذاشته است .
مرحوم اخگر بيچون نامه و اسرار خلقت را در ردّ گفتههاى يكى از