بدانكه يك شىء را مىشود كه چندين وجود باشد از قبيل وجود عينى و وجود ذهنى و وجود لفظى و وجود كتبى . به قول متأله سبزوارى در منطق منظومه
و تلك عينى و ذهنى طبع * ثمّت لفظى و كتبى وضع
و هريك از اين وجودات را نيز مراتب عديده است مثلا :
وجود عينى را ، طبيعى و مثالى و نفسى و عقلى و غيرهاست . و باز هم اين مراتب به حسب دو قوس نزول و صعود ذو مراتب است .
و وجود ذهنى را نيز به بودن در أذهان عاليه ، و در اذهان سافله ، و در اذهان آدميان نيز به حسب بودن در عاقله و در وهم و در خيال و در حس مشترك ، مراتب است .
وجود لفظى نيز به حسب لغات مختلفه و حروف مركبه و حروف مقطّعه ذو مراتب است چنان كه در حروف مقطعه الف كه قطب حروف است براى ذات اقدس حق است ، و باء براى عقل اول ، و سين براى انسان .
وجود كتبى هم به حسب اطوار خطوط مختلفه گوناگون است .
پس ممكن است كه يك شىء را ظهورات مختلف باشد و در هر عالمى و موطنى حكمى خاص داشته باشد . و چون يك شىء را وجودات گوناگون است ، و وجود ذهنى و لفظى و كتبى اسماى وجود عينىاند ، و هر اسمى آلت لحاظ براى مسمّى است ؛ لذا اسم به وجهى عين مسمى است چنان كه محققين عرفاء فرمودهاند اسم عين مسمى است و حكماء فرمودهاند صفت عين ذات الهيه است .
حال كه دانستى يك شىء را وجودات گوناگون تواند بود بدانكه قرآن را مقامات وجودى گوناگون است از قرآن عينى و همه مصاديق آن تا قرآن كتبى .
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ .
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ .
إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا
. ها اشاره به هويت مطلقه و ذات مقدسه است و قرآن در اين مرتبه هويت الهيه ، علم ذات اقدس الهى است كه اسماء و صفاتش عين ذات اويند .
شيخ جليل رئيس المحدثين صدوق اعلى الله تعالى مقاماته در باب تفسير
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
از كتاب توحيد روايت كرده است كه امام باقر عليه السلام فرمود :