تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
التسهيل : و قول بعض الصوفية « يا هو » ليس جاريا على كلام العرب . بايد به مرادى گفت :
نهفته معنى نازك بسى است در خط يار * تو فهم آن نكنى اى اديب من دانم
اين هاء هويّت مطلقه است كه « يا هو يا من لا هو الا هو » ، هويت مطلقه‌اى كه ظل ممدود آن وجود منبسط است كه به تعبيرى ماده ممكنات ورق منشور همه است ، و تعينات و ماهيات صور آنها است .
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
، هاى
إِنَّا أَنْزَلْناهُ
كنايه از قرآن است . و چون علم هويت مطلقه عين ذاتش است پس انزال آن‌كه
وجود اندر كمال خويش سارى است * تعيّنها امور اعتبارى است
فرود آمدنش از اعلى مراتب وجود و اشمخ مقامات آن تا تنزّل به انزل مراحل بدون تجافى ، در مرحله نزول به صورت صوت و قرآن و كتب و نقش است كه
إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا
، و تعبير قرآن بر قرآن مرحله صوت و كتب ، مشعر به اين وجه لطيف است . و در حقيقت تمام مراتب آن از اشمخ و اعلى تا به مرحله صوت و نقش و كتب ، تنزلات عوالم و اطوار نور علم است ، و مطلقا
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
. و چون انسان كامل حايز جميع مراتب كمالات و خليفة الله است كه هم فاعل در فاعليّت تام است و هم قابل در قابليت ، پس اوّلين مرتبه نزول قرآن بايد با انسان كامل متّحد باشد و آن حقيقت محمّديه است كه
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
،
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ
. و عيسى روح الله - عليه السلام - فرمود :
وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ
. و تافناء و استتار مستفيض در مفيض نشود ، نور علم بر مستفيض فائض نمىشود . و اين همان اتصال بلكه اتّحاد است ولى به وجهى الطف و اشرف از آنچه اوهام عامّى مىپندارد كه بايد در مبحث اتحاد عاقل به معقول معقول گردد . و اين همان فناء و استتار حقيقت احمديّه در حقيقت احديه است كه
ز احمد تا احد يك ميم فرق است * جهانى اندر اين يك ميم غرق است
و اين حقيقت احمديه مستتر در احديّت آن ليله مباركه قدر است كه ليله زمانى