اى مرغ من از چه ز آشيان رفتى * استاره شدى بر آسمان رفتى .
و مختمش اين است :
تا چند الهى از غمت نالد * زان شهر كه آمدى بدان رفتى
اين قصيده 45 بيت است و بسيار شيواست
قصيده نظاميه را در نصيحت فرزند خود دوست بزرگوار فاضلم ثقة الاسلام نظام الدين الهى فرموده است ، و مطلع آن اين است ( ص 353 ديوانش )
نظام من اى سرو باغ معانى * نظام من اى طاير آسمانى
و الحق قصيده غرّائى است و دستور العملى جامع مشتمل بر 69 بيت كه هريك چون آب زلال است و يا سحر حلال . « هركس شنيد گفتا للّه درّ قائل » : مىفرمود خانهء ما در هر شهرى ساخته است و آن عبارت از مدرسه است . خداى متعال درجاتش را عالى كند خيلى با مدرسه و طلّاب سرخوش بود و انس داشت .
و در مدرسه بر طلاب آشنا وارد مىشد و در اولين مرحله امكان عنان سخن را در دست مىگرفت و حضار را نصيحت مىكرد ، بسيار بىقيد بود . روزى در خدمت جناب استاد بزرگوار حضرت آية الله علّامه طباطبائى صاحب تفسر قيّم الميزان أبقاه الله لأهل الايقان بودم فرمودند :
مرحوم قمشهاى بسيار بىقيد بودند ، وقتى در مشهد رضوى ( ع ) در محفل مذاكره و مباحثه ما با كلاه شب خوابى آمد مردم پنداشتند كه او يك فرد عادى است .
مرحوم آقاى الهى قمشهاى كسى را نكوهش نكرده و كسى جز پيغمبر و آل پيغمبر و اساتيدش را نستوده و گاهى بعضى از بزرگان علما را نام برده است .
جناب علامه طباطبايى فرمودند كه فلانى ( يكى از فضلاى تهران را نام برد ) از من استاد طلبيد ، به دو گفتم آقاى الهى قمشهاى كه او غير از اين ظاهر است .
احوالپرسى مرحوم الهى اين بود : حال سركار خوش است . و گاهى مىفرمود : حال شريف خوش است .
وقتى در تهران به بنده فرمودند : حاضريد به عيادت آقاى آملى برويم ( در آن وقت مرحوم آية الله حاج شيخ محمد تقى آملى قدس سرّه الشريف سخت بيمار