مولى است بر اهل دل پس از احمد * هركس نه غلام اوست مولى نيست
فرمان ولايتش خرد داند * اى مردم باخرد به شورى نيست
همهء اهل مجلس از شيعه و سنّى طوعا أو كرها احسنت احسنت گفتند .
وقتى در مجلس درس در معنى ماء شارحه سخن به ميان آمد ، مرحوم آقاى قمشهاى فرمودند : معنى آنچه بود ؟ عرض كردم :
معنى ماء شارحه اين است * پاسخ پرسش نخستين است
خنديدند و فرمودند خوب به شعر درآوردى و خود دوباره شعر فوق را متبسّما مىخواند
حسنزاده معرّف الهى نمىشود الهى را بايد الهى معرّفى كند : ( ص 657 ديوانش )
پرسند الهى كيستى من عاشقى بىحوصله * آوارهاى بىخانمان ديوانهاى بىسلسله
پروانهاى پر سوخته شمع وفا افروخته * ز اهل صفا آموخته عشق و جنون و ولوله
مشتاق يار خويشتن حيران به كار خويشتن * دور از ديار خويشتن ياران هزاران مرحله
در راه آن دير آشنا من شمع جان كردم فنا * گه سوختم گه ساختم گريان و خندان بىگله
خنديم ما ديوانگان بر قصر خاك و خاكيان * آنسان كه ميخندد فلك بر آشيان چلچله
اى كعبهء من روى تو وى قبلهء من سوى تو * كارم به راه كوى تو سعى و صفا و هروله
در راهت اى ماه حرم از شوق سر سازم قدم * خار مغيلان گر كند پاى دلم پر آبله