آدم كل است و مسجود ملك * غايت ايجاد و مقصود فلك
آدمش مىگويند : زيرا كه معلّم طالبان راه هدايت است .
نوحش مىگويند براى آنكه نجات دهنده از طوفان بلاست .
ابراهيمش مىگويند زيراكه از نار هستى گذشته و نمرودخواهش را كشته و خليل حضرت حق جلّ شأنه گشته است .
موسايش مىگويند براى اينكه فرعون هستى را به نيل نيستى غرق نموده در طور قرب إله مناجات مىكند .
خضرش مىگويند به جهت آنكه از آب حيوان علم لدنّى خورده و به حيات جاودانى پىبرده .
الياسش نيز مىگويند زيرا كه جالوت هستى را كشته و خليفه خدا گشته .
لقمانش نيز مىگويند زيرا كه حكيم الهى است و به حقيقت اشياء او را كمال آگاهى است .
افلاطونش نيز مىگويند زيرا كه طبيب نفوس است و در شناختن علل و امراض باطنى مانند جالينوس است .
سليمانش نيز مىگويند زيرا كه زبان مرغان مىداند يعنى مطّلع بر احوال مريدانست و به طيور حواس ظاهرى و باطنى خود حكمران .
عيسى زمانش نيز مىنامند براى آنكه دلهاى مرده را زنده مىسازد و دجّال اعور آمال را برمىاندازد .
و مهدى و هادى نيز مىگويند چنان كه مولوى گفته :
هادى و مهدى ويست اى راه جو * هم به پنهان هم نشسته روبرو
اسكندرش نيز مىگويند زيرا كه سدّ يأجوج و مأجوج خطرات نفسانى و خطوات شيطانى مريدان را مىبندد .
و سيمرغش نيز مىگويند بدان جهت كه در پس قاف قلب مخفى است .
سواد اعظم و بحر محيط نيز مىگويند براى آنكه هر طالب كه خود را بدان مىرساند