گفت پيغمبر كه حق فرموده است * من نگنجم هيچ در بالا و پست
در زمين و آسمان و عرش نيز * من نگنجم اين يقين دان اى عزيز
در دل مؤمن بگنجم اى عجب * گر مرا جويى در آن دلها طلب
عرش با آن نور و با پهناى خويش * چون بديد او را برفت از جاى خويش
آرى در حديث ديگر است كه قلب المؤمن عرش الله الاعظم يعنى دل مؤمن عرش اعظم خداوند است .
حقيقت هر چيز را صورت آن چيز گويند كه همان هويت و واقعيت او است لذا فرمودهاند كه كريمهء علّم آدم الاسماء كلّها بيان صورت انسان است و اين اسماء حقائق اشياء است كه قلب انسان چون بدانها آگاهى يابد غذاى قلب بلكه عين قلب مىشوند و اين قلب همان لطيفهء غيبى الهى است كه ظرف علوم و معارف است و تشنهء آب حيات علم است و دريائى است كه هرچه آب بگيرد گنجايش آن بيشتر مىشود . صاحبدلان در ظهور و تجليات انوار اين اسماء در افق بيكران عالم قلب حكايتها دارند .
عجايب نقشها بينى خلاف رومى و چينى * اگر با دوست بنشينى ز دنيا و آخرت غافل
قلبى كه جامع همه اسماء حسنى و مظهر جميع صفات علياست آن قلب انسان كامل است كه به اقتضاى ذاتى و تكوينى هر اسمى باذن الله تعالى اسمى و رسمى و حكمى و اثرى دارد و لغت شناسان و زبان دانان وى را به اسامى مختلف خوانند :
من جمله جبرئيلش مىگويند كه از عالم حقائق و دقائق خبر مىدهد .
ميكائيلش مىگويند كه از معارف و مكارم به طالبان رزق بخش است .
اسرافيلش مىگويند كه از معاد و بازگشت مريدان را آگاه مىفرمايد .
عزرائيلش مىگويند كه قتل نفس امّاره مريدان مىنمايد
قطب وقت است او و اسرافيل جان * مرده ساز و زنده ساز در زمان
گر سرافيلش بخوانى تو بجاست * جبرئيلش گر بگويى هم رواست
اوست ميكائيل ارزاق حضور * اوست عزرائيل نفس پر شرور