است كه دستورالعمل درست نگاهدارى و حفظ آن از تباهى به نام دين و آيين آنست . انسان كه بزرگترين صنعت الهى و قافله سالار موجودات غير متناهى است ، حاشا كه بدون دستورالعمل آنچنانى بوده باشد . آرى آن قرآن فرقان ختمى مرتبت محمّدى است كه خداى سبحان آن را قرين صنعت شگفت خود انسان قرار داده است كه
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ
. از نبى خاتم مأثور است كه القرآن مأدبة اللّه ، يعنى قرآن سفره پرنعمت الهى است كه هر انسانى بفراخور استعداد خود از آن طعمه مىگيرد و لقمه برمىدارد ؛ و نيز مأدبه ادبستان است و ادب نگاهداشت حدّ هر چيز است و قرآن نگاهدار حدّ انسان است .
سفينه مثقلات و مشحون از درر و لئالى پرورده درياى بيكران قرآنى أعنى تفسير عظيم الميزان كه از بيست سال غوّاصى آشناى بدين بحر معانى سبع المثانى : علامه كبير طباطبائى - رضوان اللّه تعالى عليه - استخراج و تنظيم شده است ؛ نيل بدان درر حقائق و لئالى معارف را ، اميد مدخل و ابوابى بايسته ، و مفاتيح و اسبابى شايسته بوده است تا نفوس مستعدّه را در ورود بدان رهنما باشد و عامل شريعت و آمل طريقت و حامل حقيقت را مشكل گشا .
اينك آمه و خامه از شادى و خرّمى به سخن آمدهاند و سوگند ياد كردهاند كه ن و القلم و ما يسطرون ، از همّت والاى خديم علم و نديم قلم ، استاد نستوه گرانقدر دكتر امجد حضرت آقاى ميرزا محمّد ، و تنى چند از ذوات دانشور پژوهشگر - زادهم اللّه سبحانه توفيقا الى مرضاته - كه در معيّت آن جناب همانند كواكب قدر اوّل ، منظومهاى نورى در سپهر برين جهان الميزان صورت يافتهاند ، با سعى علمى متوالى و سير نورى متمادى ، آثار و مآثرى نفيس چون صحيفه قويمى كه مقدمهاى تحقيقى و پربار و گهربار در موضوعات مستنبط از تفسير ياد شده كه مدخل و باب رحمت ورودى آن مدينه حكمت است ، و كريمه
بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ
در حق آن صادق ؛ و نيز كتاب كريمى موسوم به مفتاح الميزان كه در انواع فهرست مطالب آن دائرة المعارف قرآنى ، شريفه
أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ
درباره آن ناطق است ، به حضور تشنگان آب زندگى دانش عرضه شدهاند ، و همچون گوهر شبچراغ و سراج وهّاج