كتاب حجت آن يكصد و سى باب است و هر باب آن متضمن رواياتى خاص در حجت است كه تقريبا وجه جامع آن روايات عنوان آن باب است كه از حاصل مضمون آنها اتخاذ شده است . مثلا باب اوّل آن باب الاضطرار الى الحجة است ، و باب پنجم آن باب انّ الارض لا تخلو من حجة است و باب ديگر آن باب انّ الائمة اذا شاؤوا ان يعلموا علموا ، و باب ديگر آن باب الاشارة و النص الى صاحب الدار عليه السّلام و باب ديگر آن باب مولد الصاحب عليه السّلام .
اماميه را در امامت ائمه اثنى عشر و در امامت و غيبت دوازدهم آن ، حضرت صاحب الامر عليه السّلام كتاب كافى ، كافى است ؛ بلكه با قطع نظر از جوامع روايى اماميه صحاح و سنن و جوامع روايى اهل سنت كفايت مىكنند . منكر امامت اگر مسلمان است بايد با او از طريقى خاص سخن گفت ، و اگر غير مسلمان است از طريق ديگر . چنان كه در نبوت عامه كتب كلامى روى سخن با دهرى و طبيعى و ديگر فرق لا مذهب است ، و در نبوت خاصه روى سخن با صاحبان مذاهب چون يهود و نصارى و مجوس .
مؤمن به رسالت حضرت ختمى مرتبت ، ناچار معترف به عصمت امير المؤمنين على عليه السّلام بايد باشد ، و معترف به عصمت آن جناب ، به امامت يك يك ائمه اثنى عشر و غيبت تامه صاحب الامر عليه السّلام زيرا وصى معصوم ، معصوم است و وصى امام ، امام است ، و وصى حجة اللّه ، حجّة اللّه است . من در اين مقام وارد در بحث عصمت و امامت نمىشوم . فقط به گفتارى از ابن متّويه كه يكى از مشاهير و معارف علماى اهل سنّت است ، اكتفاء مىكنم :
حضرت وصى امير المؤمنين على عليه السّلام در خطبه هشتاد و پنجم نهج البلاغه در وصف و تعريف عترت عليهم السّلام فرمود :
بل كيف تعمهون و بينكم عترة نبيّكم و هم ازمة الحق و اعلام الدين و السنة
نهج الولايه (بررسى مستند در شناخت امام زمان 'ع'") (فارسى) " — صفحة 69
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٦٩