معجزات فعلى براى عوام است كه با محسوسات آشنايند و با آنها الفت گرفتهاند و خو كردهاند و پايبند نشئهء طبيعتاند و به ماوراى آن سفرى نكردهاند ، اين فريق بايد با حواس ادراك كنند و به خصوص بايد با چشم ببينند تا باورشان آيد . اينان از نيل به بهجت معنوى و وصول به لذت روحى و سير در ديار فسيح معقولات و مرسلات بىبهرهاند و حتى عبادات را به اميد حور و قصور خيال قاصرشان انجام مىدهند ، و از ذوق عبادت احرار و عشاق ناكاماند و بالاخره عواماند ، خواه در صنايع و حرف مادى ورزيده باشند و خواه نباشند .
امير عليه السّلام فرمود : ان قوما عبدوا اللّه رغبة فتلك عبادة التجار ، و ان قوما عبدوا اللّه رهبة فتلك عبادة العبيد ، و ان قوما عبدوا اللّه شكرا فتلك عبادة الاحرار « 1 » .
خواص را كه قوه عاقله و متفكره پيكر مدينه فاضله انسانىاند علوم و معارف به كار آيد . اين طايفه ، معجزات قولى را كه مائدههاى آسمانى و مأدبههاى روحانىاند ، طلب مىكنند . نكتهسنج و زبان فهم و گوهرشناسند و مىدانند كه كالاى علم كجائى و چگونه كالائى است . و به تعبير خواجه در شرح اشارات : الخواص للقولية اطوع و العوام للفعلية اطوع .
و بقول عارف رومى :
پند فعلى خلق را جذابتر * كو رسد در جان هر باگوش و كر
اصولا انسان با حفظ موضوع و عنوان انسان ، همان علوم و معارف و شوق و عشق به آنها و اعمال صالحه و اخلاق حسنه است ، و گرنه سرمايه مادى خاك است كه بر باد است چه خود طفل خاكباز است كه التراب ربيع
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، حكمت 235 .