واقعه حاج سيد على شوشترى و ملا قلى جولا
مرحوم حاج سيد على شوشترى در شوشتر و عالم مبسوط اليد آنجا بود . وقتى مرافعه اى درباره ملكى وقفى به ميان آمد ، عده اى مدعى بودند كه اين ملك وقف نيست ، و وقف نامچه را در صندوقچه اى نهادند و در جاى مخصوصى دفن كردند ، و آنهائيكه مدعى وقف بودند هيچ مدركى در دست نداشتند ، خلاصه چند روز مرحوم شوشترى در حكم اين واقعه حيران بود و طرفين دعوى هم مصر بودند و هر روز آمد و رفت مى كردند و از مرحوم شوشترى حكم مى خواستند ، مرحوم شوشترى در همين گير و دار بود كه روزى مردى به سويش رفته ، در زد ، كسى دم در آمد و پرسيد : كيستى ؟
آن مرد گفت : به آقا بگو مردى به نام ملا قلى جولا مى خواهد شما را ببيند .
ملا قلى وارد خانه شد و به نزد مرحوم شوشترى رفت و گفت :
آقا من آمدم به شما بگويم كه بايد از اينجا سفر كنى و به نجف به روى و در همانجا اقامت كنى . بدانكه وقف نامچه اين ملك در فلان مكان دفن است و ملك وقف است .
مرحوم شوشترى هم ملا قلى جولا را نمى شناخت ، خلاصه دستور داد آن موضع را كندند و وقف نامچه را به در