تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
آوردند ، پس از اين واقعه از قضا و مرافعه دست كشيد و شوشتر را ترك گفت و در نجف اقامت نمود و در آنجا به درس فقه مرحوم شيخ مرتضى انصارى رضوان الله عليه مى رفت و مرحوم شيخ هم به درس اخلاق او حاضر مى شد ، تا اينكه مرحوم آخوند ملا حسينقلى همدانى دنبال حقيقت را گرفت و هادى مى طلبيد ، از همدان در آمد چندى در نزد عالمى بسر برده از او چيزى نيافت ، به سوى نجف رخت بربست ، در محضر مرحوم شوشترى و انصارى حاضر شد و از هر دو كمال استفاضه نمود . چون شيخ انصارى از دنيا رحلت كرد آخوند همدانى در پى نوشتن مطالب اصوليه و فقهيه مرحوم شيخ انصارى شد ، مرحوم شوشترى او را منع كرد و گفت اين كار تو نيست ، ديگران هستند اين كار را بكنند ، شما بايد مستعدين را دريابيد ، پس مرحوم آخوند ملا حسينقلى اعلى الله مقامه در پى تربيت قابلين شد به طورى كه بعضى را از صبح تا طلوع آفتاب و عده اى را از طلوع آفتاب تا مقدارى از برآمدن رو ز و هكذا حتى بعضى را در سر شب و بعضى را در آخر شب به راه سعادت رهنمون شد ، تا اينكه توانست سيصد نفر را به طورى تربيت كند كه هر يك از اولياء الله شدند ، از آن جمله هست : مرحوم شيخ محمد بهارى ، مرحوم سيد احمد كربلائى ، مرحوم ميرزا جواد ملكى تبريزى ، مرحوم شيخ على زاهد قمى ،