خلاصه مطلب اينكه تمايز و تعين دو چيز و جداى از يكديگر به بودن صفاتى و خصوصياتى در اينيكى است كه مقابل آن صفات در آن ديگر هم ثابت است كه هريك از اين دو واجد صفاتى خاص است و به آن صفات از يكديگر متمايزند در اين صورت آن دو تمايز تقابلى دارند . و ظاهر است كه امارات تميز در اين قسم خارج از متعين است زيرا كه آنها نسبتهايىاند كه از امور متقابله پديد مىآيند به مثل چون امارات تشخص زيد از عمرو كه هريك به صفاتى كه دارا است متميز از ديگرى است .
اما تعين و تميز متميز محيط و شامل به مادونش چون تميز كل از آن حيث كه كل است به صفتى است كه براى كل است و از اسماء مستاثره اوست و خارج و زائد از او نيست بلكه به وجود او متحقق و به عدم او منتفى است و چون هيچ جزء مفروض كل بدان حيث كه كل است ، منحاز از كل نيست زيرا كه كل نسبت به مادونش احديت جمع دارد لا جرم تمايز بين دو شئ نيست بلكه يك حقيقت متعين به تعين شمولى است و نسبت حقيقة - الحقائق با ماسواى مفروض چنين است و اين معنى از سوره نسبت به خوبى مستفاد است كه چنان نفى را سريان داد كه نام و نشانى براى ما سوى نگذاشت تا سخن از دو وجود به ميان آيد ، و اعتناء و اعتبارى به تمايز تقابلى داده شود خواه دو وجود صنفى كه از هريك از لم يلد و لم يولد مستفاد است و خواه دو
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 496
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٩٦