نهايت و نفاد مىكند ، و عد روايت از كثرت منفصل از يكديگر .
لازمه حد عد است كه تا شئ محدود نشود معدود نمىشود ، و من حده فقد عده از كلمات سيد اوصياء است . و صمد حق بودن در حقيقت سر اين كلمه ساميه است كه بسيط الحقيقة كل الاشياء و اين كلمه عليا كه حق انيت محض است . و انيت صرف هويت است و اين مقاله انه الحق برخى از كريمه فصلت است كه سخن در سه كلمه : ان ، هو ، الحق ، است .
اساطين حكمت در عينحال كه نفى وحدت عددى در واجب كردهاند اطلاق عدد بر او نمودهاند چنان كه شيخ در فصل سوم مقاله هشتم الهيات شفاء ( ص 223 ) گويد فقد بان من هذا و مما سلف لنا شرحه ان واجب الوجود واحد بالعدد ، و لكن مراد از اين واحد بالعدد به معنى واحد بالشخص و بالتشخص و بالتعين است نه واحد بالعدد مستعمل در كم منفصل ، و خلاصه سخن در وحدت و توحيد واجب الوجود است .
بلكه حضرت آدم اهل بيت و وتد اوتاد و زين عباد در صحيفه كامله فرمود لك يا الهى وحدانية العدد و ملكة القدرة الصمد .
هيچ مرزوق به عقل و فهم وحدانيت عددى را براى ذات واجب الوجود كه صمد حق است روا نميدارد ، و هيچ حكيم موحد بدان تفوه نمىكند تا چه رسد به وسائط فيض الهى
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 478
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٧٨