تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
فردى از افراد وجود مطلق كه موضوع بحث فلسفى آنان است ، در مقابل وجودات خاصه ممكنه دانستند با اين تفاوت كه حق انيت محض است و ممكنات را ماهيات است كه معروضات وجوداتند چنان كه كتب رائج آنان در اين موضوع حكم عدل‌اند ، آنگاه در حل عيون مسائل حكميه مرتكب تكلفات ناگوار شدند و راههاى دشوار پيمودند و در طايفه‌اى از امهات و عيون مسائل به سرمنزل مقصود نرسيدند . صائن الدين على بن تركه در تمهيد گويد ذهب المتاخرون من المشائين الى ان الحقيقة الواجبة هى الطبيعة الخاصة التى هى فرد من افراد الوجود المطلق ، و مقابل للوجودات الخاصة الممكنة الا ان الوجودات الممكنات لها ماهيات معروضة لها دون الطبيعة الخاصة الواجبة فان الوجود نفس ماهيتها اذ ليس للواجب ماهية غير طبيعة الوجود كما قضت به البرهنة القاطعة الناطقة . مانند همين كلامش در چند جاى ديگر تمهيد ، تصريح كرده است كه متاخرين مشاء را در توحيد چنين ممشا است ، اما قدماى آنان بر همان توحيد اهل تحقيق بوده است . رسائل و كلمات آنان مصدق ابن تركه‌اند و كتب تذكره قدما ، بسيارى از آنها را ورثه انبياء عليهم السلام معرفى كرده‌اند كه تنى چند از آنانرا قرآن كريم نام برده است از آنجمله‌اند حضرات ادريس