انسان و غرض نهائى شرائع حقه الهى است . اين رساله شريفه مشتمل بر پنج فصل كه اجمال آن به شرح آتى است .
در فصل اول ، براى اينكه اثبات كند ، ظواهر و صور شرايع حقه ، داراى اسرار و حقايقى است ، موجودات را به دو قسم حقيقى و اعتبارى تقسيم فرمود ، به اين تقرير كه :
چنانچه مفهوم و معنى ذهنى در خارج از ذهن داراى مطابق و مصداق است مانند مفهوم انسان و زمين و نظائر اينها كه در خارج موجودند ، اين گونه موجودات را موجودات حقيقى مىگويند و چنانچه مفهوم ذهنى با قطع از نظر ، از ظرف ادراك و تعقل ، مصداق و مطابقى ندارد ، موجود اعتبارى است ، مانند ملكيت زيرا در مورد ملكيت زيد مثلا براى خانهاش ، آنچه كه در خارج موجود است زيد و خانه است و اما ملكيت به هيچ نحو وجود خارجى ندارد بلكه يك نوع رابطهء اختصاصى است كه ناگزير در ظرف مدنيت و زندگى دستجمعى ، اعتبار مىشود و با قطع نظر از اعتبار اجتماعى ، هيچگونه وجودى ندارد ، اينچنين است ، مفاهيم زوجيت و رياست و همه احكام مقرره و قوانين موضوعه .
مواد دينى و احكام آسمانى نيز از امور اعتباريه و قراردادى و وضعى است ولى همين امور اعتباريه و احكام وضعيه است كه حكيم عليم سير باطنى انسان را بدانوسيله تقدير و
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 197
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٩٧