در ميان آنهمه نفوذ جلوهء خاصى دارد .
اين رجل عظيم والاهمت كه زير چرخ كبود ، ز هرچه رنگ تعلق پذيرد آزاد بود ، مانند صالحان از اسلاف خويش ، در فنون گوناگون معقول و منقول ، صاحبنظر و مبتكر بوده ولى آنچيزى كه اين معلم الهى و آثارش را جلوهء خاصى مىبخشد ، اين است كه پروردگار منان به اين عبد صالحش در نتيجهء تمسك وى به قرآن مجيد با تمام توان ، و تبعيت تام از عترت طاهره عليهم السلام ، توفيقى عنايت فرمود كه به همهء آن فنون با استخدامشان در حل معضلات معارف الهى و احكام شريعت حقه دين حنيف اسلام فروغى بخشيد و با انوار ثقلين بر اعتبارشان افزود .
استادنا الاكرم و مولينا الاعظم ، قواعد عقلى را براى توضيح و تفسير قرآن كريم به كار نبرده است ، بلكه بحثهاى فلسفى و روائى را در تفسير شريف الميزان بهانهاى قرار داده است تا بدينوسيله بر اعتبار قواعد عقلى بيفزايد و حقانيت اين علوم شريفه را از طريق قرآن معصوم و لسان بيت عصمت عليهم السلام به ثبوت برساند .
وه چه عالى و مناسب اين مقام سروده است و لله در قائله
" ما ان مدحت محمدا بمقالتى * لكن مدحت مقالتى بمحمد "