و افسانه و غلو نجات بخشند و صلاحيت هدايت از دست رفته را به تعليمات آسمانى بازگردانند ، چنان كه قرآن مجيد در آيه شانزدهم از سورهء مباركه حديد به اين اصل اشاره مىفرمايد :
" أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ "
" هنوز وقت آن نرسيده كه عظمت ذكر خداوند متعال دلهاى اهل ايمان را مسخر خود سازد ، و نباشند همانند مردمى كه قبلا به آنان كتاب و شريعت اعطاء شد ولى با طول امد و بعد زمانى ، دلهايشان سخت و آثار وحى در آنها ضعيف گرديد ، آنچنانكه بسيارى از آنان فاسق شدند و از دين بيرون رفتند " .
دين حنيف اسلام از اين اصل فراگير و سرنوشت اسفانگيز مستثنا نبوده و نيست . النهايه به حكم بلوغ فكرى و رشد اجتماعى ، بشريت استعداد پيدا نموده كه مىتواند مواريث دينى و تاريخى خود را محفوظ نمايد و به همين دليل نيز نيازى به تجديد رسالت و بعثت پيمبران ندارد و دين حنيف اسلام خاتم همه اديان و پيغمبر اكرم خاتم النبيين عليه و عليهم السلام مىباشد .
ولى استعداد حفظ آثار وحى و تعليمات آسمانى نه در