تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
در آخرين شبى كه روز بعد استاد را از منزل به بيمارستان بردند ، در محضرش بوديم . در حالت بيهوشى و اغماء بود . بعد از ساعتى به هوش آمد و در حدود سه ربع ساعت در بستر نشست ، با همان وضع سابق به گوشهء اتاق نگاه مىكرد و بعد از آن خوابيد . ما بيرون رفتيم و يكى از دوستان كه بعد از ما چند ساعت ديگر در حضور استاد باقى مانده بود مىگفت : استاد ساعتى بعد به هوش آمد و از جا حركت كرد به‌طوريكه گويا مىخواهد بپاخيزد . عرض كرديم : ميل داريد برخيزيد ؟ فرمود : آن دو نفر را كه در انتظارشان بودم آمدند . و به گوشهء اتاق خيره‌خيره نگاه مىكرد . بعد از چند دقيقه خوابيد و بيهوش شد . روز بعد به بيمارستان منتقل شد و بعد از چند روز در بيمارستان وفات كرد و به لقاء الهى پيوست . عاش سعيدا و مات سعيدا . قدس سره .
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 134 | جمعى از نويسندگان