تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
نگذاشته است ، سخن بدرازا در طعن ارباب عقول كشانده است كه جز خداوند هيچ موجودى مجرد نيست و اطلاق مجرد بر جز بارى تعالى ناروا است ، سپس ديگر منتحلين به فضل به تقليد از او سخن گفته‌اند . حكيم نيز گويد : جز خداوند سبحان هيچ موجودى مجرد از ماهيت نيست ، و لكن مفارقات از نفس و ما فوقها مجرد از ماده‌اند هرچند كه مجرد از ماهيت كه حكايت از نفاد و حدّ مىكند نيستند فتدبّر . أما بيان حكيم سبزوارى در اسرار الحكم در تجرد عقلانى و مقام لا يقفى نفس كه برهان چهاردهم - يعنى آخرين برهان - بر تجرّد نفس ناطقه است اين كه : « نفس نطقيه قدسيه آدمى از ماهيت مجرد است ، چه جاى از ماده ، چنان‌كه سبقت گرفته‌اند ما را از معروفين حكماء حكيمين متألهين شيخ مقتول شهاب الدين سهروردى ، و حكيم محقق صدر الدين شيرازى قدس سرهما . بيان اين مطلب آن است كه نفس نطقيه قدسيه انسيه وجود بسيطى است و بس ، و نور بسيط است دون انوار قاهره و نور الأنوار ، ولى شوب ماهيت و ظلمت در هيچيك نيست ، چه ظلمت عدم نور است و ما بحذائى ندارد . بلكه نور حسى هم بسيط است به جميع مراتبش از شمسى و قمرى و سراجى و شعاع و ظل . بلى مشرق و أشرق و مضيى و أضوء دارد ، و وهم توهم كند كه ظل نور است با آميختگى به ظلمتى ، و خطاست كه ظل هم طوريست از نور چه ظاهر بالذات و مظهر غير است ، و شوب و آميختگى داشتن ظلمت به آن ايجابست و قضيه موجبه وجود موضوع مىخواهد ، و ظلمت عدم است . و چنان‌كه شعاع بسيط است و آميختگى به ظلمت ندارد و ظلمت فانى است در سطوح شعاع ، همچنين ظل بسيط است پس نور حسى كه بسيط است نور حقيقى كه وجود است ابسط است ليكن نور مراتب دارد ، چنان‌كه از شيخ اشراق نيز نقل كرديم كه النور كلّه حقيقة واحدة بسيطة لا اختلاف بين مراتبه إلّا بالكمال و النقص و الغنى و الفقر . و أما ماهيت پس گذشت كه آن محدودى است به حد جامع و مانع ، و اين منع ياد
گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 221 | حسن حسن زاده آملى