مطلب سوم كه از سورهء مريم حاصل مىشود اين است كه مسئله رضا و خشنودى بارها در آن تكرار شده و از زورگويى نهى گرديده است و اين به دو سبب است :
اول اين كه : هر كس موظف است كه كودك خود را به نوعى تربيت كند كه داراى شخصيتى كمال يافته باشد تا مردم از معاشرت با او و از اعمال و رفتارش راضى باشند . نه به گونهاى كه هيچ به فكر ديگران نباشد .
دوم : طبيعت انسان اقتضا مىكند كه انسان در جامعه داراى مقبوليت اجتماعى باشد . از وظايف والدين است كه فرزند خود را طورى تربيت كنند كه در عين مقبوليت در نزد مردم در نزد خدا هم آبرومند و مقبول باشند . يعنى در محدودهء پرهيزگارى ، به راه و روش پيامبرش سير كنند .
ادريس صديق
[ 56 ]
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا
و در اين كتاب ادريس را ياد كن او راست گفتارى پيامبر بود . » / 68 اما ادريس ، قرآن يكى از صفات او را كه هر كسى بايد به فراوانى از آن برخوردار باشد ذكر مىكند و آن صفت صدق است . صديق صيغهء مبالغه است از صدق . صديق كسى است كه در موقعيتهاى سخت قدم از طريق راستى بيرون نمىنهد و صدق رنگ زندگى اوست .
مىتوان به اين نكته نيز توجه نمود كه غالبا همراه با نام و ياد پيامبران آنان را به صفت صدق متصف مىكند ، از قبيل (
كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا
) يا (
إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا
) زيرا از لوازم نبوت يا برترين صفات پيامبران صدق است و بس .
ديگر اين كه : يكى از دواعى نبوت ، رسالت است . هنگامى كه كسى از روى فطرت رسالت الهى را بر عهده گيرد ، خداوند او را مقام نبوت دهد . ابراهيم از همان خردى با پدر بحث و گفتگو مىكرد و درباره نفى عبادت بتان با پدر محاجه