تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩

شرح آيات

[ 41 ]
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا
در اين كتاب ابراهيم را ياد كن كه او پيامبرى راستگو بود . » ابراهيم پيشوا بود و راستگو بود و به هر چه از جانب پروردگار نازل شده بود ايمان آورده بود . بعضى از مردم حاضرند به چيزهايى كه از جانب خدا نازل شده ايمان بياورند ولى به شرطى كه به منافع و مصالحشان تعارضى نداشته باشد . در حالى كه ابراهيم با همهء مشكلات و سختيهايى كه بر سر راهش بود به آنچه از جانب خدا نازل شده بود ، ايمان آورد . خود نيز پيامبر مرسل خدا بود . [ 42 ]
إِذْ قالَ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ وَ لا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً
آن گاه كه پدرش را گفت : اى پدر ! چرا چيزى را كه نه مىشنود و نه مىبيند و نه هيچ نيازى از تو برمىآورد ، مىپرستى ؟ » ابراهيم از روى فطرت خويش به هدايت رسيده بود و دريافته بود كه پرستش بتان سنگى خطاست . آنها نه مىبينند و نه مىشنوند و نه توانايى كارى را دارند . / 55 در بسيارى از اوقات افراد بشر به نقطه‌اى محورى و فطرى در عين وضوح مىرسند ، ولى در آن حال كار را رها مىكنند و جدا به انديشه نمىپردازند تا به آنچه به سوى آن در حركت‌اند برسند . بلكه هر انسانى كه در جامعه‌اى فاسد زندگى مىكند ، گاهگاهى برق هدايتى بر او مىتابد كه اگر در پى آن رود به عرصهء هدايت خواهد رسيد . از اين رو مىبينيم كه آنهايى كه در نقاط دور دست زمين زندگى مىكنند و از بارقهء هدايت پيامبران محروم‌اند ، گاهگاهى به بعضى نتايج اوليه دست مىيابند در اين هنگام بايد از شجاعت كافى برخوردار باشند تا بتوانند راه خود ادامه دهند و آنچه را كه در پى آن هستند بيابند . اما اگر از چنان شجاعتى برخوردار نباشند تا به طلب حق برخيزند و راه خو ادامه دهند ، خداوند بر آنان حجت مىآورد كه چرا بيم به دل راه دادند و چرا به پرتو عقل خويش در
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 49 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي