گروههاى مختلف تقسيم نمىشدند ، بلكه همه چنگ در ريسمان خدا مىزدند .
در حديث شريف آمده است كه در روز قيامت گوسفندى را مىآورند و بين اهل بهشت و اهل جهنم قرار مىدهند . و اين در موقعى است كه اهل بهشت در نعمت خود متنعم هستند و اهل دوزخ در عذاب خود معذب .
منادى ندا مىدهد كه اى بهشتيان اين گوسفند را مىشناسيد ؟ او مرگ است و اكنون او را مىكشند . در اين هنگام حسرت بزرگ نصيب اهل جهنم است كه نمىميرند تا از عذاب خلاصى يابند و عذابشان تخفيف نمىيابد . اگر مرگ در آخرت موجود مىبود ، اهل بهشت از شادمانى و خوشى مىمردند و اهل جهنم از حسرت جاويدانى در آتش . اكنون كه مرگ كشته شده يكى در نعمت جاويد خواهد بود و يكى در عذاب جاويد .
/ 49
خدا ميراث بر است
[ 40 ]
إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَيْها وَ إِلَيْنا يُرْجَعُونَ
هر آينه ما زمين را و هر كه بر روى آن است به ارث مىبريم و همه به نزد ما باز گرداننده مىشوند .
اين زمين با همه زيبائيها و نعمتهايش از آن آنها نيست . به ما باز مىگردد و ما وارث آن هستيم و آنان خود به نزد ما باز مىگردند ، تا حساب اعمال خود را پس بدهند كه چرا براى اين نعمتهاى اندك و ناپايدار اختلاف مىكردند .
از اين رو مىگوييم : اختلافهاى انسانى بويژه اختلافهايى كه در چهار چوب اديان و رسالتهاى آسمانى جاى مىگيرد بايد به دو طريق از ميان برده شود :
اوّل : با ياد آوردن خدا به مردم تا به آفرينندهء هستى ايمان آورند .
دوم : با ياد آوردن روز رستاخيز به مردم .
آرى ، اگر مردم پروردگار خود را مىشناختند ، اختلافات به پايان مىرسيد .
اگر مردم مىدانستند كه در روز رستاخيز در پيشگاه عدل الهى حاضر خواهند شد گرد اختلاف نمىگشتند . اختلاف ثمرهء جهل است و چون خدا شناخته شد و به