خداوند جهان را بدين طريق آفريده است ارادهء چيزى مىكند و مىگويد « موجود شو » آن چيز نيز موجود مىشود . پس آفرينش او به صدور چيزى از او نيست .
[ 36 ] اما رسالت عيسى آن نبود كه مردم را به پرستش خود بخواند بلكه عيسى مردم را به پرستش خدا مىخواند . اگر عيسى خدا بود ، چگونه ممكن است خدا مردم را به پرستش ديگرى دعوت كند ؟
صراط مستقيم
وَ إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ
و اللَّه پروردگار من و پروردگار شماست . پس او را بپرستيد كه راه راست اين است .
در اينجا سؤالى مطرح مىشود : در اين آيه رابطهء بين دو جمله چگونه است ؟
جمله اول مىگويد : « اللَّه پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستيد » و جمله دوم مىگويد : « اين است راه راست » .
رابطهء عمل به فكر است و در نتيجه رابطهء زندگى دنياست با آخرت . ايمان تو به خدا و عبوديت مطلق تو در برابر او نقشهء مسير تو را در زندگى ترسيم مىكند ، و راه تو را براى رسيدن به خدا روشن مىسازد . كه همان صراط مستقيم باشد . چون / 46 خدا را - تنها خدا را - پرستش كردى در برابر خود همان راه راستى را كه تو را به خدا مىرساند گشودهاى ولى اگر خدا نپرستى زندگى تو از مسير صحيح خود منحرف خواهد شد و تو نمىتوانى به اهدافت برسى . اين است رابطهء ميان اين دو جمله در آن آيه .
با آن كه رسالت عيسى چنين رسالتى بود ولى قوم او دربارهء او سخت اختلاف كردند . تا آن گاه كه قسطنطين امپراتور روم دو هزار و صد و هفتاد تن از اسقفها را در مجمع بزرگى گرد آورد و سؤالاتى مطرح كرد حاكى از اين كه عيسى كيست ؟
جمعا ده رأى مختلف ارائه شد . بعضى گفتند : عيسى خداست كه به زمين آمد ، سپس به آسمان باز گرديد . بعضى گفتند كه عيسى پسر خداست و ما را دو