خداست يكى پسر و يكى پدر . بعضى گفتند كه او يكى از اين سه است : پدر ، پسر و روح القدس . بعضى ديگر گفتند كه او دو جزء است : جزئى الهى و جزئى بشرى . بعضى هم گفتند كه : عيسى بندهء خداست . خلاصه فقط از آن ميان سيصد و چند نفر بر يك رأى متفق شدند . امپراتور رأى آنها را رأى اكثريت تلقى كرد .
( البته اكثريت نسبى زيرا فقط يك ششم آراء بود ) و آن را رأى برتر و نظريه قوىتر اعلام كرد .
پس اختلافى كه دربارهء عيسى بن مريم كردند همين اختلاف است . در حالى كه مطلب روشن بود آن كه جهان را آفريده همان كسى است كه عيسى را آفريده است و روش آفرينش عيسى همان روش آفرينش عالم است كه خدا گفت : « موجود شو ، پس موجود شد » .
تحزب راه ضلالت است
[ 37 ]
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ
گروهها با هم اختلاف كردند .
مردم عادى نخست بر مقتضاى فطرت عمل مىكنند . بعد از آن ميانشان گروههاى مختلف پديد مىآيد . / 47 در داستان عيسى ( ع ) هدف اين گروهها كشف حقيقت نبود . اينان هدفشان چيز ديگر بود . هدفشان منافع خود و طايفهشان بود . از اين رو قرآن اختلاف را به تحزب منسوب مىدارد .
اول تحزب پديد مىآيد ، و از پى آن اختلاف . براى آن كه من بتوانم جمعى از مردم را به گرد خود جمع كنم ، رقيب من هم جماعت ديگرى را به گرد خود جمع كند ، بايد ميان مردم نوعى اختلاف ايجاد كنيم تا من يك چيز شوم و او يك چيز ديگر . و خيال بشر مىتواند كه پارهاى از تفرقهها را كشف كند و برخى امور مورد اختلاف را ايجاد كند . زيرا اختلاف اصل نيست بلكه فرع خود محورى است . تنها در روز قيامت است كه اين اختلافها از ميان مىرود و چهرهء حقيقت آشكار مىشود .
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ
پس واى بر كافران به هنگام حضور در آن روز بزرگ . »