تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
دندانهاى ابراهيم به هم مىخورد و چون « سلامت شو » به آن در افزود گرمايى دلنشين و ملايم يافت . جبرييل نازل شد و در آن گلستان كنار ابراهيم به صحبت نشست . نمرود نگاه كرد و گفت : اگر كسى خدايى مىخواهد ، بايد مثل خداى ابراهيم باشد . يكى از بزرگان اصحاب او گفت : من بر آتش وردى دميدم تا سرد شد در اين حال شعله‌اى از آتش بيرون آمد و آن مرد را بسوخت . لوط كه به او ايمان آورده بود به شام مهاجرت كرد . نمرود ابراهيم را ديد كه در باغى سبز و خرم در وسط آتش با پير مرد صحبت مىكند . رو به آزر كرد و گفت : آزر ، چقدر خداى پسرت او را دوست مىدارد . [ 70 ]
وَ أَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِينَ
مىخواستند براى ابراهيم مكرى بينديشند ولى ما زيانكارشان گردانيديم . » اين براى من و تو عبرت است . با طاغوت مبارزه مىكند با اجتماع فاسد و منحرف به پيكار برمىخيزد با بتانى كه مردم به جاى خدا آنها را مىپرستند به مخالفت برمىخيزد و در سخت‌ترين لحظات رحمت خداوندى او را از هر بلايى مىرهاند . / 342 پس مترس . زيرا آنچه تو را به انحراف مىكشاند همانا ترس تو است . ترس را از خود دور كن تا آزاد شوى و بر دشمنان حق پيروز گردى و دشمن زيان ديده و خسران كشيده بماند .

هجرت در راه خدا

[ 71 ]
وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِينَ
او و لوط را رهانيديم و به سرزمينى كه آن را بركت جهانيان قرار داده‌ايم برديم . » به جاى اين سرزمينى كه محكوم طاغوت است خداوند زمينى به او عطا كرد ، آزاد و مبارك . آنجا سرزمين فلسطين بود . [ 72 ]
وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ
و به او اسحاق و فرزند زاده‌اى چون يعقوب را بخشيديم و همه را از شايستگان گردانيديم . »