تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
بار ديگر ابراهيم بر فضيلت عقل تأكيد مىورزد و توصيه مىكند كه بايد عقل را در هر كار به كار گرفت كه مصلحت و تكامل ذات انسان همانا در اتكاء به عقل است . [ 68 ] چون در برابر حجت او عاجز ماندند :
قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ
گفتند اگر مىخواهيد كارى بكنيد بسوزانيدش و خدايان خود را نصرت دهيد . » اين حرف آخر آنها بود كه ابراهيم بايد سوخته شود و تا قدرت و توان و مردانگى و شجاعت داريد بايد بتان خود را يارى كنيد . جاى پهناورى را اختيار كردند و مدت چهار ماه به آنجا هيزم كشيدند . نه فقط براى سوزاندن ابراهيم بلكه براى اعادهء حيثيت بتان . كه طاغوت را زندگى به دو چيز است : يكى هيبت و يكى وحشت افكنى . اگر آن دو را از دست بدهد مردم بر او غلبه خواهند كرد . / 340 آنان فلسفهء ديگرى هم داشتند : مىخواستند همهء مردم را در اين جرم يعنى سوختن ابراهيم شركت دهند پس همه را به گردآوردن هيزم امر كردند . تا مجالى براى تفكر باقى نماند . ابن زياد والى اموى هم در قتل حسين ( ع ) چنين كرد . همهء اهل كوفه را به جنگ با امام حسين ( ع ) بسيج كرد تا همه را در قتل امام مفترض الطاعه شريك گرداند و در نتيجه راهى براى اعتراض باقى نگذارد . براى نمرود جايى بلند ترتيب دادند و نمرود در آنجا قرار گرفت تا مراسم سوختن را خوب تماشا كند . آتش به قدرى زورمند بود كه هر كس را كه در نزديكى آن بود مىسوخت . شيطان به آنها گفت كه از منجنيق استفاده كنند . ابراهيم را دست و پاى بسته در منجنيق نهادند و به ميان آتش سوزنده پرتاب كردند .

دست رحمت

[ 69 ]
قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ
گفتيم اى آتش بر ابراهيم خنك و سلامت باش . »