عاليهاى برخوردار بود زيرا كسى همتاى او نبود به عبارت ديگر همنامى براى او نبود .
عبارت « از اين پيش كسى را همنام او نساختهايم » اشارت است به دو مورد : يكى آن كه يحيى از مواهبى بهرهمند شد كه در تاريخ پيامبران براى پيامبر ديگرى حاصل نشده بود . . . يحيى در برابر قدرتهاى ستمگر زمان مقاومت ورزيد و خود را در آن راه ، راه مبارزه با آن قدرتهاى جبار فدا كرد . به عبارت ديگر يحيى در ميان پيروان عيسى ( ع ) همانند امام حسين ( ع ) در امت محمد ( ص ) است . / 15 ديگر آن كه هر كس بايد چشم به راه فرزندى باشد كه از گذشته ارث ببرد و آينده را بسازد . و يحيى چنين شخصيتى بود .
[ 8 ]
قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا
گفت اى پروردگار من ! مرا از كجا پسرى باشد ، حال آن كه زنم نازاينده است و من خود در پيرى به فرتوتى رسيدهام . » زكريا مىگويد : چطور ممكن است كه من صاحب فرزند شوم در حالى كه شرايط طبيعى صاحب فرزند شدن در من نيست . اولا زنم سترون است و اساسا نازاست ثانيا من خود فرسنگها از ايام جوانى فاصله گرفتهام و پير و فرتوت شدهام .
[ 9 ]
قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ
گفت پروردگارت اين چنين گفته است : اين براى من آسان است .
خداى عز و جل عالم وجود و قوانين حاكم بر آن را آفريده است و او خود مىتواند كه آن قوانين را ديگرگون كند و دگرگون كردن قوانين طبيعت براى آفرينندهء آنها آسان است .
وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً
و تو را كه پيش ازين چيزى نبودهاى بيافريدهام .
وقتى كه انسان به خود مىانديشد كه چگونه خداى خالق توانا او را از عدم جامهء هستى پوشيده ، در مىيابد كه خدا قادر به هر كارى است . بنا بر اين اگر به امورى برخورد كند كه در نظرش نامعهود مىآيد ، شگفت نخواهد كرد . چون زكريا از