و از نسبت نقص و قصور گريزانند و حالتى را كه خود برآنند بزرگ مىشمارند هميشه در صدد عيب جوئى از آن مقامند .
« و قل جاء الحق و زهق الباطل انّ الباطل كان زهوقاً »
و بگو كه حق آمد ، و باطل هلاك گشت ، چرا كه باطل هميشه هلاك شدنى است . ( فتوحات ، ج 1 ، ص 165 ) 33 - آنان كه از پيش دانش آموختهاند چون قرآن برايشان تلاوت شود سجده كنان بر روى در مىافتند و مىگويند : منزه است پروردگار ما ، وعده پروردگار ما انجام يافتنى است .
34 - بگو سپاس خدايى را كه فرزندى ندارد و او را شريكى در ملك نيست و به مذلت نيفتد كه به يارى محتاج شود ، پس او را تكبير گوى تكبيرى شايسته .
35 - آيا پنداشتهاى كه اصحاب كهف و رقيم از نشانههاى شگفت انگيز ما بودهاند ؟ آنگاه كه آن جوانمردان به غار پناه بردند و گفتند اى پروردگار ما ، ما را از سوى خود رحمت عنايت كن و كار ما را به راه رستگارى انداز .
36 - و ايوب را ياد كن آنگاه كه پروردگارش را ندا داد ، به من بيمارى و رنج رسيده است و تو مهربانترين مهربانانى ، دعايش را اجابت كرديم و آزار از او دور كرديم . . .
37 - و ذو النون ( يونس ) را آنگاه كه خشمناك برفت و پنداشت كه هرگز بر او تنگ نمىگيريم و در تاريكى ندا داد : هيچ خدايى جز تو نيست تو منزه هستى و من از ستمكاران هستم . دعايش را مستجاب كرديم و او را از اندوه رهانيديم و مؤمنان را اين چنين مىرهانيم .
38 - مرحوم استاد علامه طباطبائى فرمودند كه مرحوم قاضى ( استاد آن جناب عارف عظيم و سالك مستقيم حضرت آية اللّه حاج سيد على قاضى تبريزى ) اول دستورى كه مىدادند ذكر يونسى بود
« لا إله الا أنت سبحانك انى كنت من الظالمين »
( انبياء ، 88 ) كه در مدت يك سال در وقت خاص به حالت سجده ت بار خوانده شود . و ديگر مسبحاتست كه هر شب تلاوت شود . فرمودند ولى در خبر مسبحات خمس است كه سوره اعلى را ندارد و ما اين حديث را به مرحوم قاضى عرضه داشتيم و ايشان با وجود اين ، سخت مصر بودند كه