حديث سيزدهم كتاب فضل قرآن كافى ( ج 2 ، ص 440 ، معرب ) باسناده عن الزهرى قال : قال على بن الحسين عليهما السلام : لو مات من بين المشرق و المغرب لما استوحشت بعد أن يكون القرآن معى و كان عليه السلام اذا قرأ « مالك يوم الدين » يكررها حتى كاد أن يموت .
سيد بن طاوس حديث مذكور را در فلاح السائل چنين نقل فرموده است : فقد روى ان مولانا الصادق عليه السلام كان يتلو القرآن في صلوة فغشى عليه ، فلما أفاق سئل ما الذي اوجب ما انتهت حالك إليه ؟ فقال عليه السلام ما معناه : ما زلت اكرر آيات القرآن حتى بلغت إلى حال كأننى سمعتها مشافهة ممن انزلها على المكاشفة و العيان ، فلم تقم القوة البشرية بمكاشفة الجلالة الالهية .
6 - و نامهاى چيزها را به آدم بياموخت سپس آنها را به فرشتگان عرضه كرد و گفت اگر راست مىگوئيد مرا به نامهاى اين چيزها خبر دهيد . گفتند منزهى تو ، ما را جز آنچه تو به ما آموختهاى دانشى نيست تويى داناى حكيم .
7 - آدم از پروردگارش كلمهاى چند فرا گرفت پس خدا توبهء او را پذيرفت زيرا او توبهپذير و مهربان است .
8 - [ آدم و حوا ] گفتند اى پروردگار ما به خود ستم كرديم و اگر ما را نيامرزى و بر ما رحمت نياورى از زيان ديدگان خواهيم بود .
9 - در كافى از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام نقل شده كه يكى از اين دو بزرگوار فرمود :
بتحقيق كلماتى را كه حضرت آدم عليه السلام از خداوند فرا گرفت و بدانها توبهاش مقبول درگاه حضرت احديّت شد عبارت است از اذكار زير :
لا إله الاّ أنت . . . الخ ، يعنى خدائى بجز ذات يكتاى تو نيست . بارالها تورا ستايش و تقديس مىكنم . بد كردم و به خود ظلم روا داشتم ، پس توبهام را بپذير و مرا مورد آمرزشت قرار ده كه تو بهترين آمرزندگانى .
لا إله الاّ أنت . . . الخ ، يعنى خدائى بجز ذات يكتاى تو نيست . بارالها تورا ستايش و تقديس مىكنم ، بد كردم و به خود ظلم روا داشتم پس مرا بيامرز و مورد رحمتت قرارده كه
رساله نور على نور در ذكر و ذاكر و مذكور (فارسى) — صفحة 117
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١١٧