ماه از آن ستاره بسوى مشرق مقدارى فاصله گرفته است ، و فردا شب آن فاصله بيشتر مىشود . و مى دانيد كه حركت ثوابت بطور متوسط در هر هفتاد سال يكدرجه فلكى است ، پس اين فاصله به سرعت سير از جرم قمر بسوى مشرق است كه در حدود 27 روز يك دوره سير مىكند ، و به نحو متوسط در هر شبانه روزى 13 درجه مقدار سير قمر است . ( مقدار حركت وسطى قمر در يك شبانه روزى به رصد زيج بهادرى لح ى له ثانيه است ، و مقدار ماه وسطى قمرى الط لا ح زيج بهادرى ص 430 و ص 51 ) .
ظل ارض مخروط مستدير است و تا به كره زهره مى رسد ، و در درس 62 دانسته ايم كه زهره فوق قمر است . قمر در مسيرش كه در ظل ارض افتاد ، گويند ماه را ظل گرفته است ، يا ماه منخسف شده است . و چون سير قمر بسوى مشرق است لاجرم آغاز خسوف قمر و انجلاى آن هر دو از جانب مشرق جرم قمر خواهد بود .
همان گونه كه در درس » 93 » گفته آمد : چون جرم ماه بذاته نور ندارد و از خورشيد نور مى گيرد ، هر گاه ماه بهر اندازه منخسف شده است در همه آفاق كه ماه نسبت با آنها فوق الارض است به همان اندازه خواهد بود و نسبت به همه يكسان است ، و تفاوت آفاق به حسب طول جغرافيائى خواهد بود . مثلا در افقى كه دو ساعت از شب گذشته است ماه منخسف شده است ، در افق مشرق آن كه به حسب طول بلد ده درجه فلكى تفاوت بوده باشد دو ساعت و چهل دقيقه از شب گذشته خواهد بود ، و در افق مغربى آن كه به همان تفاوت بوده باشد يكساعت و بيست دقيقه از شب گذشته خواهد بود . در درس چهارم گذشت كه هر يك درجه فلكى چهار دقيقه زمانى است كه هر پانزده درجه فلكى يكساعت زمانى است ، و دوره حركت اولى كه 360 درجه است ، 24 ساعت مستوى است .
چون اين امور به خاطر سپرده شده است ، تمام جهات گفتار صاحب جامع بهادرى كه « : همچنين اگر دو را صد بر نفس خط استواء » . . . تا آخر دانسته خواهد شد .
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 773
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٧٧٣