تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 771

مساهمون:

ص٧٧١
است نه اين كه آن را خصيصه اى در اين عمل بوده باشد . خلاصه اين كه ارتفاع يكى از ثوابت گرفته شود خواه جدى باشد خواه كوكب ديگر . ب آن كه گفت « : به اعانت قطب نما » . . . در اين عمل ، ارتفاع كوكبى از ثوابت در دو موضع يا چند موضع ، و در يك جهت شمالى و جنوبى و يا در هر دو جهت ، بايد در سطح يك دائره نصف النهار بوده باشد كه دائره ارتفاع با دائره نصف النهار متحد خواهد بود ، و به عبارت ديگر هر دو يك دائره عظيمه اند . و تعريف دائره نصف النهار در درس بيست و يكم گفته آمد . آلت قطب نما كه آن را به تازى « حك » و « بوصله » گويند هرگاه در سطح ارض به نحو طبيعى نهاده شود ، عقربه آن در سطح دائره نصف النهار خواهد بود ، يعنى عقربه آن همان خط نصف النهار خواهد بود كه در درس ياد شده دانسته شده است . دو نقطه تقاطع دائره نصف النهار خواهد بود كه در درس ياد شده دانسته شده است . دو نقطه تقاطع دائره نصف النهار با دائره افق دو نقطه شمال و جنوب هر افق اند . لاجرم كسى كه در امتداد و محاذات عقربه قطب نما سير كند همواره در سطح يك دائره نصف النهار خواهد بود ، لذا در جامع مذكور گفته است « : و به اعانت قطب نما بلا ميلان چپ و راست ، جانب شمال يا جنوب سير كنند » در درس » 95 » از حك و بوصله و قطب نما سخن به ميان آمد . و وجه اختلال عمل مذكور در صورت انحراف از سطح دائره نصف النهار يعنى ميلان به سمت چپ و راست خط نصف النهار ظاهر است . و از قطب نما بحثى در پيش است . ( درس 110 و 111 ) . ج آن كه گفت « : و هر روز مسافت مقطوعه را پيموده باشند » پيمودن به معنى مساحت كردن مسافت طى شده ، و اندازه آن را بدست آوردن است . د آن كه گفت « : زيرا كه سطح ارض موازى سطح فلك است » توازى دو خط در درس اول گفته آمد ، و توازى دو سطح مستدير در آخر درس پنجاه و نهم . در اينجا توازى دو سطح مستدير كه يكى محدب ارض و ديگرى مقعر فلك متصور است ، در سرزمين هموار و يا در سطح دريا معلوم است ، و در ديگر مواضع كه زمين را تضاديس است همانست كه در اوائل اين درس ( 108 ) گفته ايم : تضاريس ارض ، زمين را از استداره حسى بيرون نمى برند .