تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 769

مساهمون:

ص٧٦٩
مراد بيرونى اين است كه ظل ارض بر روى قمر منخسف علاوه بر اين كه دليل بر كروى بودن جسم ارض است ، دلالت دارد كه تضاريس ارض را نسبت به حجم آن نمودى نيست ، و گرنه طرف ظل مستدير نمى نمايد و تضاريس ارض را در آن تأثيرى خواهد بود كه ظل بر روى ماه را نشيب و فرازى باشد . تضاريس ارض كه از جبال و اغوار آن پديد آمده است ، زمين را از استداره حسى بيرون ن‌مى برند زيرا كه نسبت ارتفاع اعظم جبال به قطر ارض ، مثل نسبت سبع ( 1 7 ) عرض شعيره است به كره اى كه قطر آن يك ذراع باشد . به عمل بنى موسى شاكر در تحصيل مساحت كره ارض و به مقدار يك درجه فلكى كه همان يك درجه ارضى است آشنا شده ايم ، اكنون سزاوار است كه براى زيادت استبصار عبارت جامع بهادرى را كه در همين درس وعده داده ايم نقل كنيم ، و به طريق ديگر در تحصيل مقدار يك درجه ارضى و مساحت كره ارض آگاهى يابيم . صاحب جامع بهادرى در انكشاف اول حرز پنجم خزينه پنجم ( ص 682 ط 1 هند ) فرمايد : « اول از موضعى معين ، ارتفاع كوكبى از ثوابت حاصل كنند ، و بر موقف علامت كنند ، و به اعانت قطب نما بلاميلان چپ و راست ، جانب شمال يا جنوب سير كنند ، و هر روز مسافت مقطوعه را پيموده باشند ، و بر همين مسلك سير نموده باشند تا آن كه ارتفاع كوكب مذكور يكدرجه كم يا زياده شود ، پس آنچه از موضع اول تا اين موضع كه تفاوت يك درجه رو داده است مساحت مقدار يك درجه ارضى بود ، زيرا كه سطح ارض موازى سطح فلك است ، و چون از فلك تفاوت يك درجه شد از سطح ارض نيز ميان دو موضع تفاوت يك درجه باشد . و هر چند كه در سير مبالغه كنند عمل به تحقيق معلوم شود يعنى سير تا مسافت مديد كنند و در ارتفاع مبدأ و منتهاى سير ، تفاوت چند درجه باشد پس عدد اميال مسافت را بر عدد درجات ما بين الموضعين قسمت كنند ، خارج قسمت عدد اميال يك درجه باشد قريب به تحقيق . و همچنين اگر دو راصد بر نفس خط استواء ، از مسافت بعيده رصد خسوفى