تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
منخسف را تغيير نمى دهد ، به خلاف شمس كه ممكن است انكساف آن در موضعى كلى باشد و در افق ديگر جزئى و در عرض ديگر اصلا انكسافى روى نياورد . توضيحا گوييم علت اين تفصيل اين است كه جرم قمر فى نفسه نور ندارد و از شمس كسب نور مىكند لذا چون مقدارى از آن در ظل ارض قرار گرفته است واقعا بى نور خواهد بود ، به اين سبب ناظران به آن در هر عرضى كه هستند آن مقدار بى نور به حسب واقع را آنچنان كه هست مى نگرند . بلى ممكن است كه به حسب اختلاف طول بلاد كه موجب تقدم و تأخر طلوع اجرام سماوى است ، مقدار منخسف قمر مختلف نمايد مثلا در افقى خسوف كلى باشد و در افق ديگر مخالف با او در طول خسوف جزئى كه قمر در حالى كه مقدارى از آن از ظل بدر آمده است طلوع كرده باشد ، اما اختلاف در طول در انخساف واقعى قمر اثرى ندارد چنان كه در اختلاف عرض هم نداشت جز اينكه آفاق متحد در طول و مختلف در عرض مقدار واقعى جرم منخسف قمر را يكسان مى بينند ، اما آفاق مختلف در طول خواه متحد در عرض باشند و يا نباشند ، امكان دارد كه م‌ختلف ببينند . اما شمس چون جرمش بذاته ضياء و مضيى ء است و انكساف آن از حيلوله قمر بين او و بين ناظر است ، ممكن است كه به حسب اختلاف منظر در جائى كسوف كلى باشد ، و در جائى جزئى ، و در جائى اصلا كسوف روى نياورد كه قمر بين آنها و شمس حائل نشود . پس از تمهيد اين مقدمه گوييم : بعد از آنكه زمان انخساف قمر در جهت قطب ظاهر دانسته شد ، بعد زمان يعنى فاصله زمانى مبدأ خسوف از نصف نهار مكه بايد محاسبه شود . و چنان كه در درس 73 گفته شد قطعه اى از زمين را كه در آنجا يك پارچه كوه يخ است به طور موزون و مستوى تسويه بايد نمود ، و اگر بر رخام و غير آن از وسائل و ابزار كار باشد تسهيل در امر خواهد شد . و مقياس را بر آن سطح مستوى نصب بايد كرد و آن را لا محاله به سبب نور قمر سايه خواهد بود .
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 653 | حسن حسن زاده آملى