يعنى دائره عرضيه قرار گرفته اند و مكه در جانب شرق يا غرب بلد واقع شده است ، موجب نمى شود كه مكه در نقطه مشرق يا در نقطه مغرب بلد واقع شود و آن نقطه سمت قبله بلد باشد ، زيرا مراد از نقطه مشرق و مغرب در كتب اهل فن ، دو نقطه مشرق اعتدال و مغرب اعتدال است كه محل تقاطع دو دائره عظيمه معدل النهار و دائره اول السموت است لذا دائره اول سموت را دائره مشرق و مغرب نيز مى گويند .
و نقطه مشرق و مغرب اعتدال بر افق ، به قدر عرض بلد از مدار يومى فاصله دارد ، و كره مصنوعه ارضى و سماوى همه امور واقعى است و احكام مسائل رياضيه تبديل و تحويل نمى يابد .
عجب اينكه آن مرحوم با اينكه خود متوغل در اين مسائل است چگونه بدان تفوه كرده است كه يمكن ان يكون مراد من ذهب الى ان القبلة الخ .
علاوه اينكه در فصل چهارم و سيزدهم تحفه فرموده است كه : متأخرين اهل اروپا در اين مسأله بر همين رأى اند كه ابرخس و ابن اعلم بر آن بوده اند ، ولى دليل آنها را نقل نكرده است ، اگر دليل همين صورت ظاهر كره مصطنعه است كه سخت سست است ، و اگر امر ديگر است باز نادرست است .
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 651
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٦٥١