صفى پورى در ماده « هرم » منتهى الأرب ، تاريخ هرمان را بى طائر آورده بدين صورت « : قد بنى الهرمان و النسر في السرطان » ، بنابراين احتمال مى رود كه مقصود نسر واقع باشد نه نسر طائر .
نسر واقع از قدر اول در صورت شلياق واقع است كه از صور شمالى است و بر خرفقه حامله آن قرار دارد . طول آن در زيج مذكور : جدى چهارده درجه و بيست و پنج دقيقه است ( ط د كه قه ) است ، و عرض آن شصت و دو درجه . نسر واقع نيز از شظاياى عنكبوت است .
عبدالرحمن صوفى در « صور الكواكب » به هر دو اعنى نسر طائر و نسر واقع تصريح كرد . در آن گفت :
« الميزان المشهور الذى يرسم على الاصطرلاب و هو النسر الطائر من القدر الثانى من أعظمه في ما بين المنكبين » ، و در اين گفت « : النير المشهور من القدر الأول و هو الذى يرسم على الاصطرلاب ، و يسمى النسر الواقع » .
كيف كان مبدأ زيج بهادرى كه تاريخ آن طغيانى است روز سه شنبه غره وسطى محرم يكهزار و دو صد و پنجاه و يك ناقصه هجرى است . و امروز پنجشنبه سوم ماه جمادى الاولى سنه 1411 ه . ق مطابق اول ماه آذر 1369 ه . ش است كه به در است اين درس اشتغال داريم ، هرگاه بطور متوسط بين دو زمانه سريع و بطيى ء نام برده هر هفتاد سال را يكدرجه بگيريم ، و از اول سرطان محسوب بداريم از تاريخ مذكور نسر طائر تاكنون اگر هيچ دوره را تمام نكرده باشد در حدود چهارده هزار و هشتصد و چهل سال ، و نسر واقع در حدود سيزده هزار و پانصد و هشتاد سال است .
جناب شيخ رئيس در طبيعيات شفاء هرمان مصر را نام برد ، و اظهار مى دارد كه آنچه در هرمان نوشته اند بر اثر بعد عهد نمى دانيم چه نوشته اند يعنى از خواندن آن نوشته ها ناتوانيم . در آخر فصل دوم مقاله نخستين فن چهارم آن گويد :
« . . . و لكن التاريخ فيه لا يضبط فان الامم يعرض لهم آفات من الطوفان و الأوبية و يتغير لغاتهم و كتاباتهم فلاندرى ماذا كتبوا ؟ و ما الذى قالوا ؟ و هوذا يوجد في كثير من
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 620
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٦٢٠