تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
چون اين سخن وجهى صحيح دارد . بالجمله كلدانيان حركت بيست و چند هزار ساله كواكب را نمى دانستند از اين جهت فلك هشتم را حذف كردند ، و حركت شبانه روزى را بفلك مستقل جدا از هفت فلك ديگر نسبت نمى دادند و آسمانهاى آنها از هفت تجاوز نميكرد . و چون نوبت به يونانيان رسيد بر شماره افزودند چنان كه ارسطو پنجاه فلك يا بيشتر معتقد بود . ( فصل 30 نمط 6 اشارات و شرح محقق طوسى ) بعضى كتب جديد عقول عشره را مبنى بر نه فلك بطليموس نسبت بفلسفه ارسطو دادند و آن خطا است چون ارسطو به افلاك بطليموس قائل نبود و اقلا ششصد سال پيش از بطليموس ميزيست و بطليموس را نمى شناخت . آنچه گفتيم راجع به افلاك كليه بود ، اما افلاك جزئيه براى اختلافاتى است كه در هر يك از حركات نه گانه مشاهده كردند ، و در تعليل و اسباب آن خلاف است ، و ما به اصل حركت كه در آن خلاف نيست اكتفا مى كنيم و علت آن خود معلوم مى گردد . در حركت 24 ساعته شبانه روزى و حركت بيست و چند هزار ساله ثوابت اختلافى مشاهده نكردند اما در هفت كوكب سياره اختلاف بسيار ديدند . از جمله آن كه همه اين هفت سياره گاه دورند از زمين و گاه نزديك . مثلا خورشيد در اوائل سرطان ( ماه تير ) بنهايت دورى مى رسد و آن را اوج گويند ، و در اوائل جدى ( دى ماه ) بغايت نزديكى و آن را حضيض گويند . و هر هفت سياره اوج و حضيض دارند هر يك در برجى غير ديگرى . و در ق‌ديم براى تصور اوج و حضيض دائره خارج مركز اثبات مى كردند ، و در هيئت جديد فرهنگى ها خروج مركز مى گويند در مدار بيضى . و باصطلاح آنان بيضى دو كانون دارد و خورشيد بيك طرف مدار خود نزديكتر است از مدار ديگر . آنگاه منجمين اسلام مشاهده كردند كه اوج خورشيد هميشه در يك جا نيست چنان كه در عهد يونانيان اواخر جوزا بود ( خرداد ) و كم كم بسرطان منتقل شد و دانستند اوج خورشيد هم حركتى دارد بسيار كند به اندازه حركت ثوابت و آن را يونانيان