فرمايد :
زاخترم نظر سعد در ره است كه دوش
ميان ماه و رخ يار من مقابله بود
و مقارنه هر يك از كواكب را با عقده راس و ذنب بحسب اصطلاح مجاسده گويند چه مجاسده در لغت بمعنى ملاصقه است .
فريده چهارم غرر حكيم سبزوارى در فلكياتست ، اكنون نبايد در فهم هيچ مطلب آن درنگى داشته باشيد ، مگر غرر اخير آن كه متفرع بر دانستن صور فلكى و برخى از اصطلاحات علم حروف ( ارثماطيقى ) است كه آن هم در آينده نزديك دانسته خواهد شد .
فعلا اين درس را به افادت بسيار گرانقدر و ارزشمند ، و بيان و الا و ارجمند جناب استاد علامه شعرانى قدس سره القدوسى در اصول موضوعات مسائل اين سه درس اخير خاتمه مى دهيم .
« تعدد افلاك و تعيين شماره آن ناشى از حركات مختلفى است كه از قديم در كواكب مشاهده كرده اند . و آنچه مى دانيم و آثار آن بما رسيده است سه طائفه بدان عنايت داشته اند :
نخست كلدانيان كه دولت آنها بفرزندان بخت نصر ختم گشت .
دويم يونانيان بودند كه از پانصد سال پيش از ميلاد تا ظهور اسلام قهرمان علوم بودند ، و همه امم را زير بال خود پروردند .
سيم عرب ، و مقصود عرب بعد از اسلام كه رصد و مشاهدات نجومى و قواعد آن را باعلا مدارج كمال رسانيدند ، و تا زمان غلبه نصارى ، به يمن دولت رسول صلى الله عليه و آله وارث علوم بشرى شدند و فعلا همه معلومات نجومى نزد ما است .
در اينجا اشاره باصول حركاتى كه همه مشاهده كردند و آنان را باثبات افلاك تو در تو وادار كرد كه به غير آن ممكن نبود كافى است ، و پس از آن اهل زمان ما بوجهى حركات را توجيه كردند و افلاك را منكر شدند ذكر آن فعلا مقصود نيست .
نخستين حركتى كه مشاهده كردند طلوع و غروب آفتاب و ديگر كواكب بود و