تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
با اختلاف مواضع ايشان در تاريخ مذكور ( اول محرم ضما ) ، و متحرك بودن ايشان به حركت ثوابت . انتهى راقم گويد : اين اعتراض شارح مذكور به لحاظ موازين رياضى و قواعد هيوى سخنى سخت استوار و پايدار است و همانند نقل مذكور از منجمان بخصوص احكاميان بسيار است كه علاوه بر مبانى رياضى با اصول قويم و رصين حكمت متعاليه و عرفان متراقى موافقت ندارد . مگر گوينده كسى باشد كه از بطون كريمه
أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما
( انبياء آيه 132 ) خبر دهد و از رتق قضا و جمع و متن بخواهد و از فتق قدر و فرق و شرح ، و ان شئت قلت از آن قرآن بخواهد و از اين فرقان يعنى از آن لف بخواهد و از اين نشر ، و بعبارت ديگر از آن قبض بخواهد و از اين بسط . چنان كه در حكمت متعاليه به لحاظ سريان وجود مطلق به اطلاق كلى سعى اعنى حقيقة الحقائق و صورة الصور در جميع موجودات كه شئون و اطوار و اسماء و صفات و مظاهر آنند رتق و فتق آيه بدين محمل و معنى مبين و مفسر شده است ، جناب صدر المتالهين در آخر فصل دوازدهم موقف اول الهيات اسفار كه آخرين فصل آنست عنوان كرده است : واليه الاشارة فى الكتاب الالهى
أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما
، والرتق اشارة الى وحدة حقيقة الوجود البسيط ، والفتق تفصيلها سماء وارضا و عقلا و نفسا و فلكا و ملكا الخ . ( ص 23 ج 3 ط 1 چاپ سنگى ) ، فتدبر .

تبصره :

در اين درس و دروس پيش از آن دانسته شده است كه مدار شمس كه منطقه فلك خارج مركز آنست در سطح منطقة البروج است كه بدين سبب منطقة البروج را دائره شمسيه گفته اند ، پس در شمس عقدتين راس و ذنب منتفى است . اما مدارات كواكب سيار ديگر مقاطع منطقة البروج اند در دو نقطه و آن دو نقطه را عقدتين و جوزهرين گويند . و در علويه و قمر آن نقطه كه چون مركز تدوير ايشان از او گذرد در جانب شمال افتد راس گويند ، و ديگرى را ذنب . غرض ما در اين تبصره همين مطلب است كه تعريف راس و ذنب بدين وجه كه گفته آمد در علويه و قمر درست است ، و در سفليين تعريف رأس و ذنب بدان وجه نتوان كرد