تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
هذا المحور ، الخ . و در همين فصل سخن از حركت انتقالى زمين را نيز پيش كشيده است ، و هر دو قول را رد كرده است ، و لكن حق همانست كه بيرونى گفته است . كوتاهى سخن اين كه پيش از بطليموس اسكندرى ، دانشمندانى چون ارسطرخس ساموسى ، و فيثاغورس حكيم ، و هيپارك ابرخس و غير هم قائل به حركت وض‌عى زمين ، حتى قائل به حركت انتقالى آن نيز بوده اند ، و صاحب مجسطى در فصل ياد شده قول به حركت زمين را مطلقا رد كرده است تا اين كه در اسلام دانشمندانى چون ابو سليمان سجستانى ، و ابوسعيد سجزى و غير هما ، همان عقيدت دانشمندان پيش از بطليموس را تصويب كرده اند . تا اين كه ابوريحان بيرونى در مقام جمع بين دو قول ياد شده برآمده است كه چه زمين را متحرك بدانيم و چه ساكن ، بايد در مقام اعمال رصدى و هيوى آن را ساكن فرض كنيم تا حركات و اوضاع كواكب را نسبت بدان بدست آوريم . و اين مطلب شريف و قول قويم را يكى از دانشمندان رياضى فرانسوى نيز در مقالتى بعنوان مقدمه بر رساله تقويمى خود آورده است كه ما هر چند زمين را متحرك به حركت وضعى و انتقالى مى دانيم ، ولى در اعمال رصدى بايد آن را ساكن انگاريم آنگاه حركات و اوضاع ستارگان را نسبت بدان تحصيل كنيم . ولى شگفت از مثل صاحب جامع بهادرى است كه ابرخس و ارسطرخس را با بطليموس در سكون ارض به يك عقيدت دانسته است چنان كه در حرز اول خزينه پنجم آن گويد : حركت اولى و حركت كل كه بسبب آن طلوع و غروب و صورت ليل و نهار پيدا مىشود آن را جمهور حكماى يونان مثل ابرخس و ارسطرخس و بطليموس و تابعان ايشان بفلك الافلاك اسناد مى كنند و مى گويند كه ارض در وسط عالم ساكن است و فلك الافلاك قريب به يك شبانه روز دوره تمام مىكند الخ . ( ص 461 ط 1 هند )
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 317 | حسن حسن زاده آملى