تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
استقرت الارضون باذنه » ( ص 53 ط 1 ناصرى ) نقل كرده است كه : و قال ثابت بن قرة سببه اى سبب الجذب طلب كل جزء موضعا يكون فيه قريه من جميع الاجزاء قربا متساويا اذ عنده ميل المدرة الى السفل ليس لكونها طالبة للمركز بالذات بل لان الجنسية منشأ الانضمام ، فقال : لو فرض ان الارض تقطعت و تفرقت فى جوانب العالم ثم اطلقت اجزائها لكان يتوجه بعضها الى بعض و يقف حيث يتهيا تلاقيها . و بعد از ثابت به چند قرن ، اسحاق نيوتن نيز قائل به قوه جاذبه ارض شده است كه امروز همگان بر آن متفق اند . شايد در بادى نظر اين سوال پيش آيد كه اگر هبوط و سقوط اجسام بسوى زمين از قوه جاذبه زمين است ، پس چرا به عكس شعله آتش و ابر و دود و بخار مثلا از زمين گريزانند و بسوى بالا شتابان مى روند ؟ جواب اين است كه اين مواد در حقيقت ميل به بالا ندارند ، و بسوى بالا رفتن آنها در واقع از قوه جاذبه زمين است ، بدين بيان كه اجسام با هم تزاحم دارند يعنى دو جسم در يك مكان نگنجند بلكه يكى ديگرى را دفع و رد مىكند تا خود حائز آن مكان شود ، مى دانيم كه برودت سبب تكثيف هوا و حرارت موجب تخفيف آنست ، هواى سرد آكنده و فشرده و سنگين است ، و هواى گرم باز و پراكنده و سبك ، قوه جاذبه جسم سنگين را به حكم جنسيت تجاذب ، بيشتر بسوى خود جذب مىكند ، حال چون هواى سنگين بفشار بسوى زمين جذب مىشود لاجرم هواى سبك را از مكانش بفشار دفع مىكند ، و دور مى نمايد و جاى او را مى گيرد ، پس اين ميل هواى سبك بسوى بالا در واقع پرت كردن هواى سنگين او را بدانسوى است و انسان گمان مىكند كه بخار و شعله و مانند آنها بسوى بالا شتابان روان و از زمين گريزانند . و به همين سبب است كه اشياء خفيفه از زير آب به بالا مى آيند كه در واقع آب چون سنگين تر از آنها است ، آنها را بسوى بالا دفع مىكند . به صورت تمثيل و تنظير در نظر بگيريد دو كفه ترازو را ، هر گاه سنگى به وزن دو مثقال در يك كفه آن بنهيم به حكم فعل جاذبيت بسوى زمين مى آيد ، و كفه
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 309 | حسن حسن زاده آملى