بحث كرده است رجوع بفرمائيد . ( ط 1 ص 90 65 )
اكنون سزاوار است كه به معنى ارض قرآنى ، و تميز آن با كره ارض كه در كتب هيئت بحث مىشود به عنوان مزيد بصيرت در حول دحوالارض به ميان آوريم ، و شايسته است كه بدوا به معنى اقليم و تعريف آن آشنا شويم كه هم در اين بحث و هم در مباحث بعدى ، معرفت بدان موجب تسهيل عبارت و تسريع درايت است ، و سپس در بيان ارض قرآنى و تميز آن با كره ارض هيوى به نقل كلام كامل استاد علامه شعرانى رضوان الله تعالى عليه از نثر طوبى تبرك مى جوييم .
در درس 29 گفته ايم كه در علم هيئت از هشت اقليم بحث مىشود : هفت زمينى و يك آسمانى . آسمان را در همان درس دانسته ايم ، اكنون در هفت اقليم زيمين گوييم : بدان كه جمهور اهل صناعت معظم معموره را در عرض به هفت قسم كرده اند هر قسمى در طول از مغرب تا مشرق و در عرض چندان كه در غايت درازى روز نيم ساعت تفاوت كند . و در خط استواء درازى روز از دوازده ساعت زيادت نبود چه آنجا هميشه روز و شب متساوى بود هر يكى دوازده ساعت . و از خط استواء تا آنجا كه درازى روز دوازده ساعت و نصف و ربع ساعتى شود يعنى 12 ساعت و 45 دقيقه ، در حساب اقليم نياورند بدان جهت كه در آنجا بر اثر گرماى به افراط عمارت كم است . و بعضى آن را به جهت كمى عبارت داخل در اقليم ندانسته اند مبدء اقليم اول را از آنجا گيرند كه درازى روز دوازده ساعت و نصف و ربع ساعت يعنى 12 ساعت و 45 دقيقه بود ، و عرض بلد آنجا دوازده درجه و دو ثلث و دوازده ثالثه باشد يعنى 12 درجه و 40 دقيقه و 12 ثانيه باشد و جمهور ارباب هيئت بر اين اند . و از اين مبدء كه جمهور برآنند تا آنجا كه درازى روز سيزده ساعت و ربعى باشد به حساب اقليم اول است . و وسط اقليم اول به اتفاق آنجا بود كه نهار اطول سيزده ساعت باشد و عرض شانزده درجه و نصف و ثمن درجه يعنى 16 درجه و 37 دقيقه . در اين اقليم واقع است بعض بلاد بربر ، و سودان مغرب ، و نوبه و حبشه مثل غانه كه معدن طلا از بلاد سودان است ، و دنقله
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 238
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٢٣٨