خلق و خلق است ، مطالبى است كه شايد در اين مقام به كار آيد . ( ج 1 ص 66 46 )
قوله « : دائره نصف النهار آنست » . . . در اين تعريف ناظر به نصف فوقانى دائره نصف النهار است كه محل حاجت است ، زيرا كه در دانستن طول بلد به همين نصف اكتفا مىشود . چنان كه در دانستن نصف قوس نهار شمس يا كوكب ديگر كه مقدار نيم روز آنست ، به همين نصف فوقانى دائره نصف النهار كفايت است ، لذا آن را دائره نيمروز و نيز دائره نيمروزان مى نامند .
قوله « : و تا كنون عادت بر اين جارى » . . . سخنى سخت استوار است ، و تا كنون نيز بر همين شيوه پسنديده پايدار است . آرى اگر بخواهيم به حسب فرسنگ و ميل هم معلوم كنيم دروس آينده در انتظار است . و فرسخ و ميل را نيز در تعيين حدود مسائل رياضى و هيوى اعتبار است ، و عبارات علما بفرسخ و ميل بسيار است . مثلا شيخ اجل ابوالفضائل علامه بهائى در شرح دعاى 43 صحيفه سجاديه كه دعاى امام سجاد عليه السلام هنگام نظر به هلال است ( دعاؤه اذا نظر الى الهلال ) فرمايد :
« كل بلد غربى بعد عن الشرقى بالف ميل يتاخر غروبه عن غروب الشرقى بساعة واحدة » .
باميد اين كه هنگام بحث استدلالى آن فرا رسد .
قوله « : وسعت آن در جهت مشرق مغرب زيادتى داشت » . . . كلمه مشرق مغرب ، و نيز كلمه شمال و جنوب ، كه چند بار تكرار شده اند هر يك مانند بعلبك مركب به تركيب مزجى اند بدون تخلل واو عاطفه .
قوله « : و چون در تقدير وسعت سطوح اقل دو بعد آن را عرض گويند » . . . قيد سطوح ، نيك مناسب افتاده است چه اين كه در درس چهاردهم دانسته ايم كه دائره عظيمه منطقة البروج به دوازده برج تقسيم مىشود كه طول هر برج سى درجه است و عرض آن صد و هشتاد درجه . و همچنين در مباحث عرض و طول بلد دانسته ايم ك ه چه بسا عرض و طول باهم برابر باشند ، و چه بسا كه عرض به مراتب بيش از طول بود . و به همين مثابت است طول و عرض كوكب چنان كه در درسهاى پيشين
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 188
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٨٨