گوييم : 79 35 عرض آنست ( عرض بلد / له عط / بح بعلاوه له سو ) .
و باز در توضيح آن گوييم : اگر معدل النهار و منطقه را متحد با يكديگر فرض كنيم ، دو قطب هر يك با دو قطب ديگرى در دو جهت شمال و جنوب معدل ، متحد خواهند بود ، و حال كه متقاطع يكديگرند يعنى دائره شمسيه كه منطقة البروج است ، از دائره استواى سماوى كه معدل النهار است مايل است بعد هر يك از قطب شمالى دائره شمسيه با قطب شمالى دائره استواى سماوى ، و همچنين بعد قطب جنوبى آن با قطب جنوبى اين ، به همان اندازه قوس ميل خواهد بود يعنى اقصر قوسى از دائره ماره به اقطاب اربعه كه ميان قطبين معدل و منطقة البروج واقع است به مقدار قوس ميل كلى است و چون ميل كلى در هر سال شمسى به تقريب نصف ثانيه فلكى رو به تناقص مى رود ، قطب منطقة البروج با قطب معدل النهار نيز در دو جهت شمالى و جنوبى با يكديگر به همان حد تناقص ، نزديك ميشوند ، كه اگر به تدريج ، دو عظيمه ياد شده باهم متحد گردند اقطاب آنها نيز در دو جهت با يكديگر متحد شوند ، كه آنگاه در عرض تسميه ، هر دو عظيمه مذكور با دائره افق يكى گردند چنان كه قطب افق با دو قطب منطقه و معدل كه هر سه بر سمت راس خواهند بود ، و اكنون كه منطقة از معدل مايل است قطب آن بر گرد قطب اين به بعد ميل كلى دور زند ، و مدار آن يكى از مدارات يوميه موازى با معدل النهار خواهد بود ، و لاجرم قطب منطقة البروج را در آفاق مائله ارتفاع اعظم و ارتفاع اصغر مى باشد ، و در عرض بلدى كه به قدر تمام ميل كلى است در هر دوره يوميه ، به سمت راس آن رسد ، و در آفاقى كه عرض آن بيش از آن و كمتر از ربع است ، در ارتفاع اعظم در جهت جنوب سمت الراس و در ارتفاع اصغر در جهت شمال سمت الراس واقع مىشود .
از آنچه در اين توضيح گفته ايم ، معلوم شده است كه هميشه قوسى از دائره ماره باقطار اربعه كه بين راس منقلب و قطب معدل النهار از جانب اقرب افتد به قدر تمام ميل كلى بود ، و چون راس منقلب به دائره نصف النهار رسد ، دائره نصف النهار رسد ، دائره نصف النهار با دائره ماره به اقطاب اربعه متحد گردند ، و در آفاق مائله قسم ششم
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 125
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٢٥