مذكور در آن افق است ، و مدت بودنش در تمام اين قوس يعنى همه آن قوس كه منقلب ظاهر در منتصف آن و محدود به دو نقطه ياد شده است نهار اطول آن بلد بود ، اگر چه قريب به شش ماه رسد .
و چون شمس از منتصف قوس مذكور بگذرد ، ارتفاعش نقصان پذيرد تا به نقطه طرف ديگر آن قوس كه به سوى اول ميزان بود ، كه در اين نقطه نيز مدار شمس اعظم مدارات ابدى الظهور بود ، و پس از اين نقطه بنياد طلوع و غروب نمايد تا بعد از اول ميزان به نقطه اى رسد كه ميل آن از معدل مساوى با تمام عرض بلد بود ، و مدار او اعظم مدارات ابدى الخفاء بود ، و مماس افق بر قطب ديگر دائره سموت كه در جانب قطب خفى معدل است ، مى گردد ، و بعد از آن طلوع نكند و پيوسته بواسطه حركت خاصه اش انحطاط آن در هر دوره از افق زيادت پذيرد و از افق دور شود تا به ميان قوس ابدى الخفاء رسد كه آن غايت انحطاطش از افق است ، و باز انحطاط نقصان پذيرد تا در طرف ديگر آن قوس كه بسوى اول حمل است مماس با افق شود و مدارش نيز اعظم مدارات ابدى الخفاء بود ، و پس از آن بنياد طلوع و غروب نمايد تا باز به نقطه نخستين بعد از اول حمل رسد كه مدارش اعظم مدارات ابدى الظهور گردد و هكذا ،
فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا
.
قوسين ابدى الظهور و ابدى الخفاء بواسطه تزايد عرض بلد پيوسته زياده مى گردند ، و روز و شب اطول كه مذكور شد به تزايد قوسين ياد شده متزايد شوند كه هر يك تا قرب شش ماه شمسى رسند .
از آنچه گفته ايم معلوم شده است كه منطقة البروج بدان چهار نقطه ياد شده در اين قسم از آفاق كه عرض آن بيشتر از تمام ميل كلى و كمتر از ربع دور است ، به چهار قسم منقسم شود : يكى از آنها قوس ابدى الظهور بود كه در منتصف آن منقلب قطب ظاهر بود ، و ديگر قوس ابدى الخفاء بود كه در منتصفش منقلب ديگر بود ، و ديگر قوسى بوده كه منتصفش اول حمل بود و آن را طلوع و غروب بود ، و ديگر قوسى كه منتصفش اول ميزان بود و آن را نيز طلوع و غروب بود . و نيز معلوم شده است كه آفاق اين قسم نيز ذات ظل دائر بود .