و يكى بر سوى چپ آنان و يكى بر پشت سر آنان ، و گفت : « شاهت الوجوه » .
پس آن قوم شكست خوردند .
در اين آيه با اين كه مؤمنان ، كافران را كشتهاند ، خداوند مىفرمايد : « خدا آنان را كشته است . » و با اين كه رسول اللّه حصباء راانداخت ، خداوند فرمود :
« آنچه را كه تو انداختى ، تو نينداختى ، خدا انداخت . » .
د
قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ
« 1 »
خداوند متعال در اين آيهء كريمه مىفرمايد : اى اهل ايمان ، با مشركان كارزار كنيد ، خدا آنان را به دست شما عذاب مىكند .
تأمل بفرماييد خداوند كه مىخواهد آن قوم را عذاب كند به دست اهل ايمان عذاب مىكند هر چند اين آيهء كريمه در بيان تأحّد وحدت مثل آيات قبل نيست .
ابن فنارى در مصباح الانس از فك ختم فص هودى احدى صدر قونوى ، كلامى كامل در آخرين مرحلهء مراتب وحدت مناسب و موافق بحث ما در اين مقام بر اساس توحيد اسلامى آورده است كه به عنوان مزيد بصيرت به صرف نقل آن اكتفا مىكنيم :
و ثمة صنف أعلى ، و من ذوقهم أنّ كلّ سبب و شرط و واسطة ليس غير تعين من تعيّنات الحق ؛ و أنّ فعله الوحداني يعود إليه من حيثية كل تعيّن ، و أنّ من أضيف إليه الفعل ظاهرا يتصل به حكم الفعل و ثمرته بحسب شهوده و معرفته . و نسبته إلى الأصل و أحدية التصرف و المتصرف و انصباغ أفعاله به حكم الوجوب و سرّ سبق القلم و مقتضاه ، و بضعف ذلك أو عدمه و من لم يذق هذا المشهد لم يعرف سرّ قوله تعالى :
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
و لا سرّ قوله تعالى :
هامش
( 1 ) . التوبه ( 9 ) : آيهء 15 .