تو حولى جذع دان ثنى پس رباعى
پس آنگاه قارح ز اسنان اسبان « 1 »
القطعة الملحقة فى بحر المتقارب المثمن السالم فى اسامى اسنان الاغنام
زهى در نكوئى تو مشهور ايام
بر آورده چون نگين در جهان نام
فعولن فعولن فعولن فعول * بكن ضبط اين بيت اى نيك فرجام
جذع دان ثنى پس رباعى سديس * پس آنگاه صالغ ز اسنان اغنام « 2 »
القطعة الثامنة و العشرون فى بحر الخفيف المسدس المحذوف فى اسامى قبائل السبا
اى كه درد تو راحت دل ما است
جان بيمار را غم تو دو است
فاعلاتن مفاعلن فعلان * گوى بحر خفيف و خوان درز است
اشعر و عمر و حمير و كهلان
مر و انما رو عاملة زسبا است « 3 »
القطعة الملحقة فى اللف و النشر المرتبين
لف و نشر و مرتب آن را دان
كه دو لفظ آورند و دو معنى
هامش
( 1 ) اين دو قطعه در بيان نامهاى سالهاى اسب و استر و خر است حولى يعنى اسب و استر و خر يك ساله پادرد و مانند ترتيب گذشته تا آخر
( 2 ) اين قطعه در بيان نامهاى سالهاى گوسفندان است جذع گوسفند يك ساله پادرد و ثنى دو ساله پادر سه بهمين ترتيب مانند گذشته ها تا آخر
( 3 ) مراد شيخ در اين قطعه بيان قبائل هفتگانه ايست كه از فرزندان سبا بن يشجب ( بضم جيم بر وزن ينصر ) بن يعرب ( بر وزن يشجب ) بن قحطان ميباشند و هر يكى قبيله از قبايل عربند و اين سبا آن كسى است كه در قرآن مجيد در سوره سبا آيه 14 از او نام برده شده .