لفظ اول بمعنى اول
لفظ ثانى بمعنى ثانى « 1 »
القطعة التاسعة و العشرون فى الهزج المثمن السالم
زهى رويت به خوبى گل دهانت غنچه خندان
قدت سرو روان دل خطت ريحان باغ جان
مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن * بدان بحر هرج اين وزن و خوش اينقطعه را برخوان
كتف « 2 » شانه معى « 3 » روده عضد « 4 » باز و يسير آسان * زمجى و زمكى « 5 » دنبه مرغ و شوا « 6 » بريان
صمم كرى « 7 » بكم گنگى عرج لنگى بلد گولى « 8 » * عليم و عالم و علام « 9 » دانا و اسى پژمان « 10 »
سحاب و عارض و مزن و غمام ابر است و ظل سايه * حياء و وابل و سمى و مدرار و مطر باران
ربيع اسم بهار آمد خريف اسم خزان « 11 » آنگه * شتاء وصيف بى شبهه زمستانست و تابستان
عدو و خصم دشمن دان حذار و خوف ترسيدن * و ثاق « 12 » و نكل بند آمد حصير و سجن چه ؟ زندان
هامش
( 1 ) لف و نشر مرتب بين بيشتر از دو لفظ و دو معنى تحقق پيدا مينمايد و آنچه در شعر گفته بيان اقل مراتبش مىباشد و همچنين در لف و نشر مشوش كه ديگرى گفته لف و نشر مشوش انرا دان كه دو لفظ آورند و دو معنى . لفظ ثانى بمعنى اول . لفظ اول بمعنى ثانى
( 2 ) كتف و كتف نيز صحيح است
( 3 ) معى و معاء نيز صحيح است
( 4 ) عضد و عضد و عضد و عضد نيز صحيح است
( 5 ) زمجى را اهل لغت باصل دنبه مرغ و جاى روئيدن آن معنى نموده اند و در زمكى هر دو احتمال از دنبه مرغ و جاى روئيدن آن داده شده جز آنكه در كنز هر دو را بدنبه مرغ معنى نموده
( 6 ) صحيح آن شواء است
( 7 ) صحيح آن كرى بر وزن پرى است براى ضرورت راء و ياء مشدد شد
( 8 ) نادانى
( 9 ) عليم و علام يعنى بسيار دانا
( 10 ) بكسر اول بر وزن كرمان بمعنى افسرده و اندوهگين باشد و بفتح و ضم اول نيز آمده است
( 11 ) پائيز
( 12 ) وثاق بكسر واو نيز صحيح است .