مدركين است كه بحسب تفاوت مدركين تفاوت مى يابد ، و اين توجهات تابع مقاصد است ، و مقاصد تابع عقائد و عوائد است ، و اين عقائد و عوائد تجليات اسمائيه ان د كه به حسب استعدادات قوابل تعين مى يابند ، زيرا كه اصل تجليات از يك چشمه يكتا است كه هيچ تعدد در آن نيست و به حسب ذاتش اختلاف ندارد ، بلكه به اختلاف قوابل در قابليتشان به حكم مراتب و مواطن واوقات و احوال و امزجه و صفاتشان ، و همچنين به حسب احكام احوال وسائط وجودشان ، اختلاف مى يابند . چنان كه يك شى ء مبصر به اختلاف قواى مبصره به حسب قرب و بعد و لطافت و كثافت و تلون و شفيف ، متعدد مى نمايد .
ب اختلاف آراى متناقضه ، و عدم قدرت رأيى بر ابطال دليل رأى ديگر ، خود دليل است كه تعويل و اعتماد بر رأى آن را نيز نشايد ، با اينكه يكى از دو رأى قطعا باطل است پس اين احتمال بطلان در هر دليل نظرى جارى است .
ج چه بسا كه ناظر ، مدتى دراز بر نظر خود تعويل و اعتماد دارد ، سپس خود او يا ديگرى بعد از او بر خلل نظرش اطلاع مى يابد كه از آن نظر بر مى گردد ، پس اين احتمال در هر نظر اهل نظر خواه نظرى كه سبب تعويل است و خواه نظرى كه سبب رجوع است ، مى رود ، پس مطلقا اتكال و اعتماد بر هيچيك از دو نظر تعويل و رجوع را نشايد .
د هر صاحب رأى نظرى ، به قوه فكريه جزئيه خودش در آن
انه الحق (فارسى) — صفحة 105
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٠٥